| فصل 28: حوادثی از سال دوم و سوم هجرت |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||||||||
| پنجشنبه, 14 مرداد 1389 ساعت 00:42 | |||||||||
صفحه 1 از 6 فروغ ابديت جلد یک ››› پر شور ترین حماسه تاریخ
فصل بيست و هشتم : حوادثی از سال دوم و سوم هجرت نقشه های خطر ناک یهود : نبرد « بدر » طوفان سهمگینی بود در قلب شبه جزیره عربستان وزیدن گرفت ، طوفانی که منجر به ریشه کن شدن گروهی از ریشه های کهنسال شرک و بت پرستی گردید دسته ای از ابطال و قهرمانان « قریش » کشته و عده ای اسیر و گروهی با کمال زبونی پا به فرار گزاردند ، خبر تار و مار گشتن سپاه قریش دهن به دهن در منطقه عربستان منتشر گردید ، ولی پس از این طوفان یک نوع آرامش توأم با وحشت و اضطراب بوجود آمد آرامشی که عامل آن تفکر در وضع عمومی آینده شبه جزیره بود . یهودان قبیله « بنی قینقاع » که در داخل مدینه زندگی می کردند ، و قدرت اقتصادی « مدینه » در دست آنها بود ؛ بیش از همه در بیم و هراس بودند ، زیرا زندگی آنها با مسلمانان کاملاً آمیخته بود و با یهودان « خیبر » و « وادی القری » که در خارج از مدینه و دور از محیط قدرت مسلمانان زندگی می کردند فرق داشتند از این نظر تیره « قینقاع » بیش از همه بدست و پا افتاده و جنگ سرد تبلیغاتی را با نشر شعارهای زننده و اشعار توهین آمیز آغاز نمودند ؛ و عملاً پیمان عمومی سال اول هجرت را زیر پا نهادند . ولی این جنگ سرد مجوز آن نبود ، که نیروی اسلام پاسخ آنرا با سلاحهای گرم و داغ بدهد . زیرا گرهی را که می شود با انگشت باز کرد ؛ نباید در گشودن آن به دندان متوسل شد وانگهی حفظ اتحاد سیاسی و نظم عمومی « مدینه » برای پیامبر اسلام فوق العاده ارزش داشت . پیامبر برای اتمام حجت ، در اجتماع بزرگی که در بازار « بنی قینقاع » تشکیل گردید سخرانی آتشین نمود از جمله سخنان آن حضرت در آن اجتماع که لبه تیز آن متوجه یهودان بود ، این بود : سرگذشت قریش برای شما مایه عبرت است ، من از آن می ترسم که بلائی که قریش را فرا گرفت ، شما را نیز فرا گیرد ؛ میان شما علماء و دانشمندان مذهبی زیاد است از آنها تحقیق کنید . تا به شما به صراحت هر چه تمامتر بگویند : من پیامبر خدا هستم و این مطلب در کتاب آسمانی شما( تورات )موجود است. ملت لجوج و مغرور یهود ، نه تنها در برابر سخنان پیامبر سکوت اختیار نکردند ، بلکه با لحن تند به پاسخ بر خاستند و گفتند : گمان کردید که ما ضعیف و ناتوان هستیم ، و بسان قریش به رموز نبرد آشنا نیستیم ؟ با دسته ای در افتادید که با اصول نظامی و تاکتیکهای جنگی آشنائی نداشتند ، ولی قدرت فرزندان « قینقاع » هنگامی برای شما معلوم می گردد که با آنها در صحنه نبرد روبرو شوید . سخنان تند و خارج از ادب فرزندان « قینقاع » و رجز خوانی و حماسه سرائی قهرمانان پنبه ای یهود ؛ کوچکترین اثر سوئی در روحیه مسلمانان نگذاشت ، ولی از نظر اصول سیاست اسلام ، حجت برای آنها تمام شد ، و قطعی گردید که این بار باید گره را از طرق دیگر گشود و گر نه روز بروز جرأت و تجاوز و کارشکنی افزوده خواهد شد از این نظر پیامبر در انتظار فرصتی بود ، که آنها را سخت تنبیه کند .
|
|