| بني ساج در آذربايجان |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| دوشنبه, 29 آذر 1389 ساعت 01:03 | |||
|
بني ساج در آذربايجان
در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم، آذربايجان، بر خلاف مناطق شرقي و مرکزي ايران، در اختيار خليفه عباسي بود.به اين معنا که مستقيما از طرف خليفه اميري براي آنجا معين ميشد.زماني که ترکان در دربار عباسيان به قدرت رسيدند، امارت بلاد مختلف به دست آنها افتاد.يکي از اينان که خاندانش براي چند دهه قدرت را در آذربايجان بر عهده داشتند، ابو الساج است که خاندان او به آل ابي الساج يا ساجيان شناخته ميشوند. ابو الساج ديو داد بن ديودست از ترکاني بود که اصلش از ايالت اشروسنه دردورترين نقاط شرقي دنياي اسلام بود.ابو الساج در طول زندگي نظامي و سياسي خود، مأموريتهاي زيادي از طرف مستعصم، متوکل و مستعين عباسي داشت.وي در روي کار آوردن معتز عباسي سهمي به سزا داشت و پس از به خلافت رسيدن وي، امارت کوفه به او محول شد.زماني که يعقوب ليث به خوزستان آمد، ابو الساج با وي کنار آمد و به همين دليل اموالش توسط معتمد عباسي مصادره شد.بعدها بخشوده شد و در سال 266 درگذشت.در آن زمان، او هنوز در اهواز دولتي برقرار داشت.پس از درگذشت وي، ميراث او به دست فرزندش محمد بن ابي الساج رسيد و در سال 276 از طرف موفق ـ ولي عهد معتمد ـ به امارت آذربايجان منصوب شد.وي در سال 284 خود را افشين خواند و ادعاي استقلال کرد.افشين عنوان شاهان اشروسنه، پيش از آمدن اسلام به آن ناحيه بود.اندکي بعد، اختلاف وي با دربار عباسي حل شد و ارمنستان نيز ضميمه حکومتش گرديد.وي در وباي سال 288 آذربايجان درگذشت. بعد از محمد، پسرش ديو داد بر سر کار آمد، اما دولتش به درازا نکشيد و عمويش يوسف بن ابي الساج امارت را به دست گرفت.او در سال 291 از خليفه عباسي خلعت و منشور حکومت آذربايجان را گرفت.در سال 296 به نام خويش در مراغه سکه زد و اين شهر را مرکز امارت خويش قرار داد.وي که براي مدتي خراج مورد توافق را به خليفه نپرداخت، در سال 305 مجبور به تحمل جنگي شد که در آن شکست خورد و به اسارت در آمد.پس از سه سال آزاد گرديد و باز به حکومت آذربايجان برگشت.او در جنگ با قرامطه بحرين، به عنوان فرمانده نيروهاي خليفه شرکت کرد، اما به سال 315 به دست ابو طاهر قرمطي به اسارت درآمد و کشته شد.پس از وي، فتح بن محمد بن ابي الساج به سمت امير آذربايجان تعيين شد.او در سال 317 در اردبيل به دست يکي از غلامانش کشته شد و دولت ساجيان خاتمه يافت. بعد از ساجيان، براي سالها، اين منطقه ميان آل مسافر و ديسم بن ابراهيم کردي دست به دست ميگشت.آل بويه نيز به طور غير مستقيم در روي کار آمدن اميراني که در اين ناحيه به حکومت ميرسيدند، نقش داشتند. کتاب: از طلوع طاهريان تا غروب خوارزمشاهيان، ص 149 نويسنده: رسول جعفريان
|
|