| دولت زياريان |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | ||||||||||
| دوشنبه, 29 آذر 1389 ساعت 00:59 | ||||||||||
صفحه 1 از 5 دولت زياريان 315 ـ 471
به قدرت رسيدن آل زيار يکي از سلسله هاي نسبتا کوچک ايران که در فاصله زماني و مکاني ميان دولت علويان طبرستان، سامانيان خراسان و بويهيان مرکز و جنوب و غرب ايران شکل گرفت، سلسله زياري است.داستان آل زيار از اسفار بن شيرويه آغاز شد که نسبتي با آل زيار نداشت.وي از فرماندهان ما کان بن کاکي بود و ماکان خود از فرماندهان علويان طبرستان بود که به تدريج، به استقلال گراييد .اسفار که خودسري ويژه خود را داشت با ما کان نساخت و از سپاه او جدا شد.چشم اميد او به سوي سامانيان بود.به همين دليل با حمايت آنها سپاهي فراهم آورد و از سوي سامانيان امارت گرگان را به دست آورد. در اين زمان، مرداويج ـ به معناي مردآويز، کسي که با مرد در ميآويزد ـ فرزند زيار بن وردانشاه گيلي در سپاه او بود.مرداويج، از رؤساي مردمان گيل بود که به سامانيان پناه برده بود.هم اسفار و هم مرداويج، از خان زادگان محلي بودند که به مرور در سپاه علويان و سامانيان، موقعيتي به دست آورده بودند. گذشت که در جنگ اسفار بن شيرويه با داعي در نزديکي آمل، داعي شکست خورد.مرداويج که اين زمان در سپاه اسفار بود، و به احتمال، کينههاي کهنهاي نسبت به علويان داشت، با نيزهاي بر پشت داعي زد و وي را کشت. اسفار با ماکان کنار آمد، آمل را به وي سپرد و خود در گرگان و ري نشست.اندکي بعد، اميري که او بر ري گماشته بود، به ستمگري پرداخت.اسفار به سوي ري شتافت و آن امير ترک به قم گريخت.اسفار مرداويج را در تعقيبش به قم فرستاد، اماآن شخص به اصفهان گريخته بود و مرداويج بازگشت. اين زمان حوزه قدرت اسفار گسترده بود و قدرت فراواني داشت، به طوري که سپاه خليفه عباسي هم از پس وي برنيامد.شورشي در قزوين سبب کشته شدن عامل اسفار شد و اسفار بيرحمانه به مردم حمله کرد و به گفته ابن اسفنديار «بسياري اهل قزوين را بدين خيانت بکشت، چنان که مردم خانهها بازگذاشتند و به اطراف جهان پراکنده شدند، بازارها و خانههاي قزوين را آتش در فرمود زد و با هيچ آفريده در آن ولايت يک رشته نگذاشت» . گفتهاند که اسفار با نشان دادن گرايشهاي ضد ديني، به تخريب مساجد پرداخت و بدين ترتيب نشان داد که گرايش او متفاوت از ساير حکومتهاي نيمه مستقلي است که همه ميکوشيدند حرمت اسلام را حفظ کنند. مرداويج که از سوي اسفار حکومت زنجان را داشت، با همراهي مخالفان فراوان اسفار، وي را به قتل رساند.او با حمايت وزير معزول اسفار و جلب حمايت تودههاي مردم مسلمان و نيز همراهي امير محلي طارم محمد بن مسافر معروف به سلار ـ که خود بنيان گذار يک سلسله محلي با نام آل مسافر شد ـ بر اسفار شوريد.اسفار که شاهد پيوستن سپاهيانش به مرداويج بود گريخت، اما در نزديکي طالقان قزوين گرفتار شد و به قتل رسيد.از آن پس، مرداويج، وارث اسفار بن شيرويه شد.اين رخداد در سال 319 هجري روي داد.
|
|