| باب بيست و چهارم : كيفيت معراج پيغمبر اكرم ص 3 |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| جمعه, 21 بهمن 1390 ساعت 15:12 | |||
|
صفحه 1 از 6 باب بيست و چهارم : در بيان كيفيت معراج پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم 3
و به سند صحيح از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه : چون آن حضرت به معراج رفت و به نزديك بيت المعمور رسيد وقت نماز شد، جبرئيل اذان و اقامه گفت و آن حضرت پيش ايستاد و ملائكه و پيغمبران در عقب او صف كشيده و نماز كردند.(1289)كلينى و شيخ طوسى و ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده اند كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: چون حق تعالى مرا به ملكوت اعلا برد از عقب حجاب وحيها به من فرمود كه ملكى در ميان نبود، از جمله آن بود كه : يا محمد! هر كه ولى و دوست مرا ذليل گرداند چنان است كه با من محاربه كرده است ، هر كه با من محاربه كند من با او محاربه مى كنم . من عرض كردم : خداوندا! كيست ولى تو؟ فرمود: هر كه ايمان آورد به تو و وصى و امامان فرزندان شما و ايشان را امام خود داند.(1290) و ايضا به سند معتبر روايت كرده است كه از امام موسى كاظم عليه السلام پرسيدند: به چه علت در نماز يك ركوع و دو سجده مقرر شده است ؟ حضرت فرمود: اول نماز كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ادا نمود در پيش عرش الهى بود زيرا كه چون آن حضرت را در شب معراج به آسمانها بردند و به نزد عرش رسيد حق تعالى آن حضرت را ندا كرد كه : اى محمد! نزديك چشمه صاد بيا و مساجد خود را بشو و پاك گردان و براى پروردگار خود نماز كن ، پس حضرت به نزديك آن چشمه رفت و وضو كامل بجا آورد و در خدمت پروردگار خود ايستاد پس حق تعالى امر نمود او را كه : افتتاح نماز بكن ؛ چون تكبير گفت فرمود: يا محمد! بخوان ((بسم الله الرحمن الرحيم )) تا آخر سوره حمد؛ پس فرمود كه : سوره توحيد را بخوان ، چون حضرت سوره توحيد را تمام كرد سه نوبت گفت : ((كذلك الله ربى )) پس حق تعالى فرمود: يا محمد! ركوع كن براى پروردگار خود، چون به ركوع رفت فرمود: بگو ((سبحان ربى العظيم و بحمده ))، حضرت سه مرتبه گفت ، پس فرمود: سر بردار، چون راست ايستاد فرمود: سجده كن پروردگار خود را، چون به سجده رفت فرمود: بگو سبحان ربى الاعلى و بحمده ، چون سه مرتبه گفت فرمود: درست بنشين يا محمد، چون درست نشست جلالت حق تعالى را به ياد آورد و بى امر او باز به سجده رفت و سه مرتبه تسبيح گفت ؛ پس ندا رسيد كه : درست بايست و قرائت بكن ؛ پس باز امر به ركوع و سجود كرد آن حضرت را، و چون سجده اول را بجا آورد باز جلالت پروردگار خود را به ياد آورد و بار ديگر به سجده رفت ، حق تعالى فرمود: سر بردار خدا تو را ثابت دارد و تشهد بخوان ، چون تشهد را تمام كرد حق تعالى او را ندا كرد كه : سلام كن ، پس حضرت به پروردگار خود سلام كرد و خداوند جبار آن حضرت را جواب سلام گفت و فرمود: و عليك السلام اى محمد به نعمت من قوت يافتى بر طاعت من و به عصمت خود تو را به درجه پيغمبرى رسانيدم و حبيب خود گردانيدم . پس حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: آنچه خدا امر فرموده در هر ركعت يك ركوع و يك سجود بود، و چون به سبب تذكر عظمت الهى حضرت سجده ديگر اضافه نمود خدا نيز آن را واجب گردانيد. پس از حضرت پرسيد: ((صاد)) كدام است ؟ حضرت فرمود: چشمه اى است كه از ركنى از اركان عرش الهى منفجر مى شود كه آن را ((ماء الحيوه )) مى گويند يعنى آب زندگانى چنانكه حق تعالى در قرآن مجيد فرموده است ((ص والقرآن ذى الذكر)).(1291)(1292) و به سند معتبر ديگر روايت كرده است كه از امام موسى كاظم عليه السلام پرسيدند كه : به چه علت تكبير در افتتاح نماز هفت مرتبه سنت شده است ؟ و به چه علت در ركوع سبحان ربى العظيم و بحمده مى گويند و در سجود سبحان ربى الاعلى و بحمده مى گويند؟ حضرت فرمود: حق تعالى آسمانها را هفت آفريده و زمينها را هفت آفريده و حجابها را هفت آفريده ، و چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به معراج رفت و به مرتبه قاب قوسين رسيد و يك حجاب از حجابها هفتگانه براى او گشوده شد يك مرتبه ((الله اكبر)) گفت ، و همچنين هر يك از حجابها كه گشوده مى شد يك مرتبه ((الله اكبر)) مى گفت تا آنكه هفت حجاب از او گشوده شد و هفت مرتبه ((الله اكبر)) گفت ، چون نماز معراج مومن است لهذا در اول نماز مقرر كرده اند كه هفت مرتبه ((الله اكبر)) بگويد تا حجابهائى كه سبب بعد او از جناب اقدس الهى گرديده از پيش او برداشته شود؛ و چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بعد از رفع حجابها انوار عظمت و جلال حق تعالى بر دلش جلوه كرد اعضايش بلرزيد و به ركوع افتاد و گفت : ((سبحان ربى العظيم و بحمده ))، و چون سر از ركوع برداشت نورى از آن عظيم تر بر او جلوه كرد پس به سجده افتاد و گفت : سبحان ربى الاعلى و بحمده ، و چون هفت مرتبه اين ذكر را گفت دهشتش ساكن گرديد؛ و به اين سبب مقرر شد كه اين ذكرها در ركوع و سجود گفته شود.(1293) و به سند معتبر ديگر روايت كرده است كه از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدند كه به چه علت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از مسجد شجره احرام به حج بست و در موضع ديگر احرام نبست ؟ حضرت فرمود: زيرا كه در شبى كه آن حضرت را به آسمان بردند چون محاذى مسجد شجره رسيد حق تعالى او را ندا كرد: يا محمد؛ عرض كرد: لبيك ، حق تعالى فرمود: آيا تو را يتيم نيافتم پس تو را جا دادم ؟ و تو را گمشده نيافتم پس هدايت كردم بسوى خود؟ حضرت عرض كرد: ان الحمد و النعمه لك و الملك لا شريك لك لبيك .(1294) پس به اين سبب آن حضرت احرام از مسجد شجره بست نه از موضع ديگر.(1295)
|
|