تاریخ امروز: پنجشنبه, 04 خرداد 1391
لیلةالقدر 4»برگزیده تفسیر نمونه جزء بيستم و هفتم ؛ تفسير سوره النجم [53] قسمت 1

ویژه نامه ها

جزء بيستم و هفتم ؛ تفسير سوره النجم [53] قسمت 1 مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
پنجشنبه, 04 اسفند 1390 ساعت 09:05
برگزيده تفسير نمونه جلد چهارم
- جزء بيستم و هفتم ؛ تفسير سوره النجم [53] قسمت 1
اين سوره در ((مكه )) نازل شده و 62 آيه دارد
تفسير سوره النجم- محتواى سوره :
ايـن سـوره بـه گفته بعضى نخستين سوره اى است كه پيامبربعد از علنى كردن دعوت خود آن را آشـكـارا و با صداى بلند در حرم مكه تلاوت كرد, ومشركان به آن گوش دادند, و همه مؤمنان آن روز و حتى مشركان سجده كردند!.
بـه هـر حال اين سوره به خاطر ((مكى )) بودنش بحثهائى از اصول اعتقادى مخصوصا ((نبوت )) و ((معاد)) دارد, و با تهديدهاى كوبنده و انذارهاى مكرر به بيدارى كفار مى پردازد.
محتواى اين سوره را در هفت بخش مى توان خلاصه كرد:
1 ـ در آغـاز سـوره بـعـد از سـوگـند پرمعنائى , از حقيقت وحى سخن مى گويد وتماس مستقيم پـيامبر(ص ) را با پيك وحى ((جبرئيل )) روشن مى سازد, و ساحت مقدس پيامبر(ص ) را از اين كه چيزى جز وحى الهى بگويد مبرا مى كند.
2 ـ در بـخـش ديـگرى از اين سوره از معراج پيامبر سخن گفته , و گوشه هائى ازآن را با عباراتى كوتاه و پرمعنى مجسم مى كند.
3 ـ سپس به خرافات مشركان در زمينه بتها, و عبادت فرشتگان , و امورديگرى كه جز از روى هوى و هـوس نـبـود, پـرداخـتـه و آنها را سخت در اين رابطه نكوهش مى كند, و از پرستش آنها برحذر مى دارد.
4 ـ در بـخـش ديـگرى راه توبه را به روى اين منحرفين و عموم گنهكاران بازمى كند, و آنها را به مغفرت واسعه حق نويد مى دهد, و تاكيد مى كند كه هركس مسؤول اعمال خويش است و هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد.
5 ـ براى تكميل اين اهداف در بخش ديگرى از اين سوره گوشه هائى از مساله ((معاد)) را منعكس مى سازد, و دليل روشنى براى اين مساله از آنچه در نشئه دنياوجود دارد اقامه مى كند.
6 ـ مطابق معمول اشاراتى به سرنوشت دردناك اقوام پيشين كه در طريق دشمنى با حق پافشارى و لجاج و عناد داشتند, مى كند.
7 ـ و سرانجام سوره را باامر به سجده وعبادت براى پروردگار پايان مى بخشد.
ضمنا نامگذارى اين سوره به ((النجم )) به خاطر نخستين آيه آن است .
فضيلت تلاوت سوره :
در حديثى از رسول اللّه (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره ((النجم )) را بخواند خداوند به عدد هريك از كسانى كه به پيامبر ايمان آوردند وكسانى كه او را انكار كردند ده حسنه به او عطا مى كند)).
مـسـلـمـا چـنـيـن پـاداشـهاى عظيمى از آن كسانى است كه تلاوت اين سوره راوسيله اى براى انديشيدن , و سپس عمل , قرار دهند, و تعليمات مختلف اين سوره در زندگى آنها پرتوافكن شود.
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
(آيـه )
قابل توجه اين كه سوره پيشين (سوره طور) با كلمه ((النجوم )) (ستارگان )پايان يافت , و ايـن سوره با كلمه ((النجم )) (ستاره ) آغاز مى شود كه خداوند به آن سوگند ياد كرده , مى فرمايد: ((سوگند به ستاره هنگامى كه افول مى كند)) (والنجم اذاهوى ).
ظـاهر آيه آنچنان كه اطلاق واژه ((النجم )) اقتضا مى كند سوگند به همه ستارگان آسمان است كـه از نـشـانـه هاى بارز عظمت خداوند, و از اسرار بزرگ جهان آفرينش واز مخلوقات فوق العاده عظيم پروردگار است .
تـكـيـه بر غروب آنها, در حالى كه طلوع آنها بيشتر جلب توجه مى كند به خاطرآن است كه غروب سـتارگان دليل بر حدوث آنها مى باشد و نيز دليلى است بر نفى عقيده ستاره پرستان همان گونه كه در داستان ابراهيم (ع ) آمده است .
(آيـه )
اما ببينيم اين سوگند براى چه ياد شده است ؟ آيه موردبحث چنين توضيح مى دهد: ((كه هـرگـز دوست شما [محمد(ص )] منحرف نشده و مقصدرا گم نكرده است )) (مـا ضل صاحبكم ومــا غـوى ) او هـمـيـشه در مسير حق گام برمى دارد, و در گفتار و كردارش كمترين انحرافى نيست .
(آيه )
سپس براى تاكيد اين مطلب , و اثبات اين كه آنچه مى گويد ازسوى خداست , مى افزايد: ((و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گويد)) (ومـاينطق عن الهوى ).
ايـن تعبير شبيه استدلالى است براى آنچه در آيه قبل در زمينه نفى ضلالت وغوايت آمده , چرا كه سرچشمه گمراهيها غالبا پيروى از هواى نفس است .
(آيـه )
سـپـس بـا صـراحت تمام مى گويد: ((آنچه مى گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست )) (ان هو الا وحى يوحى ).
او از خـودش چـيـزى نمى گويد, و قرآن ساخته و پرداخته فكر او نيست , همه از ناحيه خداست , و دلـيل اين ادعا در خودش نهفته است , بررسى آيات قرآن نيزگواهى مى دهد كه هرگز يك انسان هـرقـدر عالم و متفكر باشد ـتا چه رسد به انسان درس نخوانده اى كه در محيطى مملو از جهل و خـرافـات پـرورش يـافـتـه ـ قـادر نيست سخنانى چنين پرمحتوا بياورد كه بعد از گذشتن قرنها الـهـام بـخش مغزهاى متفكران است , و مى تواند پايه اى براى ساختن اجتماع صالح , سالم , مؤمن و پيشرو گردد.
ضمنا اين سخن تنها در مورد آيات قرآن نيست , بلكه به قرينه آيات گذشته سنت پيامبر(ص ) را نيز شـامـل مـى شـود چـرا كـه ايـن آيه با صراحت مى گويد: او ازروى هوى سخن نمى گويد هرچه مى گويد وحى است .
حديث جالب زير شاهد ديگرى بر اين مدعاست .
((سيوطى )) كه از دانشمندان معروف اهل سنت است در تفسير ((درالمنثور))چنين نقل مى كند: ((روزى رسـول خـدا(ص ) دسـتـور داد درهاى خانه هائى كه به داخل مسجد پيامبر(ص ) گشوده مـى شـد (جـز در خـانه على (ع )) بسته شود, اين امر به مسلمانان گران آمد تا آنجا كه ((حمزه )) عـمـوى پـيـغـمبر(ص ) از اين كار گله كرد كه چگونه در خانه عمويت و ابوبكر و عمر و عباس را بستى , اما در خانه پسر عمويت را بازگذاردى ؟ (و او را بر ديگران ترجيح دادى ).
هـنـگـامى كه پيامبر(ص ) متوجه شد كه اين امر بر آنها گران آمده است مردم رابه مسجد دعوت فرمود, و خطبه بى نظيرى در تمجيد و توحيد خداوند ايراد كرد.
سپس افزود: ((اى مردم ! من شخصا درها را نبستم و نگشودم , و من شما را ازمسجد بيرون نكردم , و عـلـى را سـاكـن نـنمودم (آنچه بود وحى الهى و فرمان خدا بود)سپس اين آيات را تلاوت كرد: والنجم اذا هوى ان هو الا وحى يوحى )).
ايـن حـديـث كـه بيانگر مقام والاى اميرمؤمنان على (ع ) در ميان تمام امت اسلامى بعد از شخص پـيـامـبـر است , نشان مى دهد كه نه تنها گفته هاى پيامبر(ص ) برطبق وحى است بلكه اعمال و كردار او نيز چنين است .
(آيه )
نخستين ديدار دوست !

در تـعـقيب آيات گذشته كه سخن از نزول وحى بر پيامبراسلام (ص ) مى گفت در اينجا سخن از معلم وحى است .
مى فرمايد: ((آن كس كه قدرت عظيمى دارد او را تعليم داده است )) (علمه شديد القوى ).
(آيـه )
بـاز براى تاكيد بيشتر مى افزايد: ((همان كسى كه توانائى فوق العاده دارد او سلطه يافت )) (ذومرة فاستوى ).
(آيه )
اين تعليم را به او داد ((در حالى كه در افق اعلى قرار داشت )) (وهوبالا فق الا على ).
(آيه )
((سپس نزديكتر و نزديكتر شد )) (ثم دنا فتدلى ).
(آيـه )
((تـا آنكه فاصله ميان او (با پيامبر) به اندازه دو كمان يا كمتر بود))! (فكان قاب قوسين او ادنى ).
(آيه )
((در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بنده اش وحى نمود))! (فاوحى الى عبده مـا اوحى ).
(آيه )
((قلب (پاك او) در آنچه ديد هرگز دروغ گفت ))! (مـا كذب الفؤادمـارا ى ).
(آيه )
((آيا با او درباره آنچه (با چشم خود) ديده مجادله مى كنيد))؟ (افتمارونه على مـا يرى ).
در روايات وارد شده , منظور از اين آيات شهود باطنى خاصى نسبت به ذات پاك خداست كه براى پيامبر(ص ) در اين صحنه روى داد و در معراج بار ديگر تكرارشد و رسول اللّه فوق العاده تحت تاثير جذبه معنوى اين ديدار قرار گرفت .
طـبـق ايـن تـفـسير قرآن نزول وحى را بر پيامبر(ص ) چنين شرح مى دهد:خداوند شديدالقوى و پـرقدرت , پيامبر(ص ) را تعليم فرمود, در حالى كه او به صورت كامل و در حد اعتدال در آمد و در افق اعلى قرار گرفت .
سـپـس نـزديـك شد, و نزديكتر شد, آن چنان كه ميان او و پروردگارش به اندازه دو قوس بيشتر نبود, و در همين جا بود كه آنچه وحى كردنى بود خداوند به بنده اش وحى كرد.
و از آنـجا كه براى جمعى اين شهود باطنى سنگين مى آمد تاكيد مى كند كه قلب پيامبر(ص ) آنچه را ديده به حق و راستى ديده است و نبايد شما در برابر اين سخن با او به مجادله برخيزيد.
تفسير اين آيات به شهود باطنى پيامبر(ص ) نسبت به خداوند صريحتر و باروايات اسلامى موافقتر, و براى پيامبر فضيلتى است برتر, و مفهومى است لطيفتر.
از پيغمبراكرم (ص ) پرسيدند: ((آيا پروردگارت را هرگز ديده اى ))؟!.
در پاسخ فرمود: ((رايته بفؤادى ؛ من او را با چشم دل ديده ام ))!.
و در نـهـج الـبـلاغـه در صدر خطبه ((ذعلب يمانى )) آمده است كه از آن حضرت سؤال كرد: ((آيا هرگز پروردگارت را اى امير مؤمنان ديده اى ))؟!.
در پاسخ فرمود: ((افاعبد مـالا اراه ؟ آيا كسى را كه نمى بينم پرستش كنم ؟! ولى چشمها با مشاهده حسى هرگز او را نديده اما دلها با حقيقت ايمان او را دريافته است )).
(آيه ) دومين ديدار !
اين آيات همچنان ادامه بحثهاى آيات گذشته درباره مساله وحى و ارتباط پيامبر(ص ) با خداوند و شهود باطنى اوست .
مى فرمايد: ((و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد)) (ولقد راه نزلة اخرى ).
تـعـبـير به ((نزلة اخرى )) نشانگر اين است كه پيغمبر اكرم (ص ) در يك ((شهود باطنى ديگر)) به هنگام معراج بر فراز آسمانها ذات پاك خدا را مشاهده كرد, و به تعبير ديگر خداوند بار ديگر بر قلب پاك او نزول فرمود و شهود كامل تحقق يافت ,در محلى كه منتهااليه قرب الى اللّه از سوى بندگان است , در كنار سدرة المنتهى , درآنجا كه ((جنة الماوى )) قرار دارد, در حالى كه ((سدرة المنتهى )) را حجابهائى از نورپوشانده بود.
ديـده قـلـب پيامبر(ص ) در اين شهود هرگز به غير حق نيفتاد, و جز او نديد, ودر همانجا بود كه نشانه هاى عظمت خداوند را در آفاق و انفس نيز مشاهده كرد.
(آيه )
و اين شهود ((نزد سدرة المنتهى )) روى داد (عند سدرة المنتهى ).
درباره ((سدرة المنتهى )) هرچند در قرآن مجيد توضيحى نيامده , ولى در اخبارو روايات اسلامى تـوصـيـفـهـاى گـوناگونى پيرامون آن آمده است ؛ اين تعبيرات نشان مى دهد كه هرگز منظور درخـتـى شـبـيـه آنچه در زمين مى بينيم نبود, بلكه اشاره به سايبان عظيمى است در جوار قرب رحـمـت حـق كه فرشتگان بر برگهاى آن تسبيح مى كنند و امتهائى از نيكان و پاكان در سايه آن قرار دارند.
(آيه )
همان ((كه جنة الماوى (و بهشت برين ) در آنجاست )) (عندها جنة الماوى ).
((جـنـة الماوى )) به معنى بهشتى است كه محل سكونت است ;Š و منظور از آن بهشت برزخى است كه ارواح شهدا و مؤمنان موقتا به آنجا مى روند.
(آيـه )
((در آن هـنـگام كه چيزى [نور خيره كننده اى ] سدرة المنتهى راپوشانده بود)) (اذ يغشى السدرة مـا يغشى ).
(آيه )
اينها واقعياتى بود كه پيامبر مشاهده كرده و ((چشم او هرگزمنحرف نشد و طغيان نكرد)) آنچه ديد واقعيت بود (مـا زاغ البصر ومـا طغى ).
(آيـه )
((او پـاره اى از آيـات و نـشـانـه هـاى بزرگ پروردگارش را ديد)) (لقدرا ى من آيات ربه الكبرى ).


 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

کلام روز

برگزاری مراسم بيست‌ و نهمین سالروز شهادت
«محمد بروجردي مسیح کردستان»
و ناگفته های ؛ دل سوخته مادر شهید بروجردی در ادامه مطلب
سالروز شهادت «محمد بروجردي»
روز پنج شنبه 28 ارديبهشت ماه همزمان با بيست ‌و نهمین سالروز شهادت سرلشكر پاسدار شهيد «محمد بروجردي»، مراسم نکوداشتی از ساعت 20 تا 22/30 در میدان سپاه خیابان پادگان ولی عصر"عج" حسینیه فاطمه الزهرا"س" با حضور خانواده شهيد، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار مي‌شود.
ادامه مطلب...

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

سیمای کلام الله مجید

هدايت قرآني

استخاره از قرآن كريم
دانلود کامل تفسیر المیزان

آیه امروز

منوی کاربري