| کتب بهائیت ؛ مذاهب ملل متمدّنه |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| شنبه, 26 شهریور 1390 ساعت 00:10 | |||
|
کتب بهائیت ؛ مذاهب ملل متمدّنه
مذاهب ملل متمدّنه اصل این کتاب به زبان فرانسه نوشته شده است؛ و بطوری که مؤلّف در مقدّمه کتاب می نویسد: تألیف "مسیو نیکلا" منشی اول سفارت فرانسه در ایران بوده. این کتاب در پنج جلد به زبان فرانسه منتشر شده است؛ جلد اوّل در مختصری از عقائد شیعه و در شرح و تفصیل امور باب و بابیّه است، و جلدهای دیگر در ترجمه ی کتاب "بیان" باب است، که در هر جلد مقدّمه ای جداگانه به آن اضافه نموده است.ترجمه ی فارسی این کتاب، محتوی 487 صفحه در ترجمه ی جلد اول، و 52 صفحه در ترجمه ی چهار مقدمه ی کتابهای دیگر است. و مترجم، عنوان خود را به رمز (ع – م - ف) معیّن کرده. این کتاب در اردیبهشت ماه 1322 شمسی در اصفهان به چاپ رسیده است. مترجم و همچنین مؤلّف کتاب (اگر در ترجمه تغییرات و تصرّفاتی به عمل نیامده باشد)، از پیروان مسلک بابیّه هستند؛ و مخصوصاً هدف اصلی در این کتاب، ترویج و تجلیل از "سیّد علی محمد باب" و انتقاد و بدگوئی از دین اسلام و مسلمین است؛ و گاهی به اندازه ای در این قسمت افراط و اظهار تعصّب و دشمنی می شود که واقعاً خنده آور و حیرت انگیز است. این اندازه نادانی و دروغ و پرده پوشی در مقابل حقائق، می رساند که این طرز فکر و عمل، از یک فرد فرانسوی روشن فکر، قطعاً روی یک جهات سیاسی و یا مادّی انجام گرفته است. مسلماً یک شخص اجنبی دلش به حال مسلمین نمی سوزد؛ بلکه پیوسته از ضعف و اختلال و انحطاط امور مسلمین، و گسیخته شدن وحدت و برابری جامعه اسلام، مسرور و خوشحال بوده و از این پراکندگی به نفع خود استفاده می کند. او دلش می خواهد که: مسلمین به صدها قسمت منشعب و متفرّق شده، و اتّحاد و اتّفاق خودشان را از دست داده، و بجای اینکه در مقابل دشمنان خودشان نیرومند و توانا باشند، با دست خود تیشه به ریشه خود زده و اساس اسلام را متزلزل نمایند. برای اینکه شما از نادانی و دروغگویی این مؤلف ناشناس آگاه باشید، به دو قسمت ساده از این کتاب اشاره می کنیم: در صفحه 216 می گوید: فقط در ابتدای امر "قرّة العین" (از زنان مشهور بهائی) به "حاجی ملّا علی کنی" و "ملّا میرزا محمّد اندرمانی"، که مأمور برگشت او به اسلام بودند و به او می گفتند که، مطابق اخبار و احادیث امام مهدی باید از "جابلسا" و "جابلقا" بیاید، جواب داد این حرفهای بچه گانه را برای بچه ها بگذارید. اولاً_ مقام آیة الله کنی که شخص اول تهران بود، بالاتر از این بوده که مأمور باشد تا با قرّة العین به مذاکره بپردازد. ثانیاً_ ظهور امام از جابلقا و جابلسا: از سخنان سست و بی اساس شیخیّه و "شیخ احمد احسائی" و "سیّد کاظم رشتی"، دو استاد مبشّر "سیّد علی محمّد باب" (به قول خود باب و بابیّه) می باشد، و دانشمندان محقّق و علمای دیگر این حرف را ضعیف و باطل می دانند. باز در همان صفحه می گوید: از او متوقّع بودند که پیش گوئیهای احادیث و اخبار را محقّق نماید؛ یعنی احادیث و اخباری که تکیه به هیچ جا ندارد، و اساسش فقط تکیه به جهالت و تعصّبات و بالاخره به فساد عقیده ی کسانی که آنها را جمع کرده اند، دارد. سپس مؤلّف در پاورقی می نویسد: در اینجا نقطه نظر من، مخصوصاً مجلسی است که کتابهای پر حجمش، شاهکارهائی است مملوّ از تزویر و دروغ. اولاً_ کسی از او توقع نداشت که پیشگوئی های احادیث وارده و اخبار صحیحه را محقّق نماید؛ بلکه توقع و انتظار داشتند که: برای اثبات ادعای خود، اگر هیچگونه دلیل و شاهد و برهانی ندارد، اقلّاً از روایات صحیحه، شاهد و دلیلی ذکر نماید؛ و متأسّفانه در این مقام نیز، پای ایشان لنگ بوده و اظهار عجز می کرد. ثانیاً_ اگر روایات کتب مجلسی دروغ و تزویر است، پس چگونه در مقام اثبات ادعای باطله ی این فرقه، احادیثی از جلد سیزدهم بحارالانوار و کتب دیگر مجلسی، به قید تحریف و تقطیع ذکر می شود. ثالثاً_ مؤلّف ناشناس این اندازه فهم و آگهی نداشته است که بفهمد: نوشته های علّامه مجلسی کلمه به کلمه از روی مدرک و مأخذ نقل شده است؛ و خود مجلسی در تمام مؤلّفات خود، حدیث مختصری از خود ننوشته است تا مورد مؤاخذه و اعتراض واقع بشود. رابعاً_ این عمل از یک نفر فرانسوی روشن فکر، که بدون تحقیق و بررسی به جسارت و توهین پرداخته، و نسبت به مقدّسات جمعی کثیری از مردم حمله کند، در نهایت بی ادبی و حماقت و جهالت است. و صدها امثال این جملات که در این مجموعه ی سراپا دروغ و تزویر مطالعه می کنیم. اگرچه مؤلّف و مترجم از یک جهت حقّ دارند: زیرا وقتی که در کتاب "ایقان" که حدود دویست صفحه کوچک است و یا در امثال آن، از نوشته های این طائفه ده ها تحریف آیه و روایت و دروغ و تزویر و خیانت در نقل دیده می شود، چگونه یک مرد بی اطلاع و بی خبر از همه جا، باور کند که در کتاب بزرگ بحارالانوار که هزار برابر "ایقان" است، تحریف و تزویری نباشد. آری، افراد این جمعیّت از روزی که چشم باز کرده اند، بجز تقلّب و تحریف و دروغ چیزی ندیده اند؛ و حقّ دارند که سخن حقّ و راست را باور نکنند. خوب بود جناب مؤلّف، یکی از آن فریب و دروغهائی که از جانب علّامه مجلسی در کتاب بزرگ بحارالانوار صورت گرفته است را پیدا کرده، و در کتاب سراپا دروغ خود می نوشت. و یا اقلّاً به مقدّمه بحارالانوار مراجعه کرده، و می فهمید که مقصود علّامه مجلسی از تألیف این کتاب چه بوده است.[1] [1] . محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 2، ص 224.
|
|