تاریخ امروز: چهارشنبه, 03 خرداد 1391

ویژه نامه ها


پيام نوروزى رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای به مناسبت آغاز سال 1391
کتب بهائیت ؛ کتب عبدالبهاء مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
جمعه, 25 شهریور 1390 ساعت 00:14
کتب بهائیت ؛ کتب عبدالبهاء
مقاله سیّاح
کتب بهائیت ؛ کتب عبدالبهاء این کتاب در 240 صفحه و هر صفحه در 9 سطر در تاریخ 26 ربیع الثانی سال 1308 هجری قمری، در کاغذهای الوان در چاپ سنگی چاپ شده است.
این کتاب، تألیف "عبدالبهاء" است که به نام "مقاله یک سیّاح بی طرف" در تاریخ "باب" و "بهاء" نوشته و منتشر کرده است.
این کتاب در حقیقت، یکی از کتب استدلالیه این طائفه است، و مؤلف تا می توانسته است در تحریف مطالب و تأویل حقائق، و تغییر و تصرّف در وقایع مسلّمه تاریخ، کوتاهی نکرده است.
یک نسخه دیگر از این کتاب، که در سال 1335 از روی همان نسخه مزبور چاپ کرده اند، ولی در هیچکدام از این دو نسخه، به چاپخانه و محل نشر آن اشاره نکرده اند.
در صفحه 3 می گوید: چون روایات مختلفه در سایر اوراق، مذکور و بیانش سبب تطویل، لهذا آنچه تعلق به تاریخ این کیفیت دارد، در اوقات سیاحت در جمیع ممالک ایران، از دور و نزدیک به منتهای تدقیق از خارج و داخل، آشنا و بیگانه جستجو شده، و متفق علیه مغرضان بوده، به اختصار مرقوم می گردد...الخ.
اغلب مطالب این کتاب، با نوشته های دیگر این طائفه سازگار نیست. اوّلین خیانت "عبد البهاء" در این کتاب این است که: اسم خود را پنهان کرده و به نام "سیّاح ناشناس" که سیاحت ایران نموده و از اشخاص بی طرف تحقیق کرده ، این مجموعه را تألیف کرده است. در صورتی که "عبد البهاء" اصلا پس از هفت سالگی ایران را ندیده؛ حتّی با یک نفر از اشخاص بی طرف ایرانی که شاهد قضایا بوده نیز، مصادف نشده است.
در صفحه 123 می گوید: و جمعی علمای اعلام و مجتهدین عظام را در کاظمین (علیهما السلام) جمع نمودند، و متحد و متّفق شدند، و به مجتهدین کربلای معلّی و نجف اشرف نوشتند و جمیع را دعوت نمودند؛ بعضی دانسته آمدند، و بعضی ندانسته از جمله عالم جلیل و فاضل نبیل، شهیر خاتمة المحقّقین، مرحوم مغفور "الشیخ مرتضی" که رئیس مسلّم کلّ بود، من دون اطلاع حاضر شدند و چون از حقیقت مقاصد مطّلع شدند، فرمودند: من بر کنه حقائق این طائفه، و اسرار و سرائر مسائل الهیّه این فئه، کما هی حقّها مطّلع نیستم، و تا به حال در احوال و اطوارشان، منافی کتاب "مبین" که داعی تکفیر باشد، چیزی ندیده و نفهمیدم. لهذا مرا از این قضیّه معاف دارید؛ هر کس تکلیف خویش را دانسته، عمل نماید... .
ببینید چقدر در بافتن مطالب خلاف حقیقت، و نوشتن اکاذیب آشکار بی پروا است. 1_ دعوت علمای نجف و کربلا. 2_ آمدن شیخ انصاری. 3_ پس از اجتماع علماء و بزرگان کربلا و نجف اظهار بی اطّلاعی کردن مرحوم شیخ. 4_ گفتن اینکه این طائفه منافی قرآن چیزی نمی گویند. 5_ معافیت خواستن از اظهار نظر. و همه اینها با همدیگر مخالف هستند.
آیا به خاطر چند نفر آدم عوام، که به عنوان شورش و آشوب طلبی از ایران تبعید شده بودند: ممکن است علمای کربلا و نجف دعوت بشوند؟ آیا ممکن است مرحوم شیخ انصاری، که به قول خود او رئیس کلّ بود، نفهمیده باشد که "سیّد علی محمد باب" چه می گفته است؟ آیا ادعای کتاب و مسلک جدید، و دعوت نبوّت، برخلاف قرآن مجید نیست؟ آیا کسی که همه نجاسات را پاک دانسته، و وضوء و غسل نکرده، و نماز نمی خواند و خمس نمی دهد، و به قرآن اعتقادی ندارد و ...، اعمال او منافی قوانین مقدّسه اسلام نخواهد بود؟[1]
[1] . محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 2، ص 214.


مکاتیب عبدالبهاء
جلد اوّل از مکاتیب میرزا عبّاس، پسر میرزا بهاء در 448 صفحه ی 17 سطری است که 8 صفحه فهرست دارد.
این کتاب در سال 1328 هجری در چاپخانه کردستان علمیّه در درب مسمّط جمالیّه در مصر به چاپ رسیده است.
این کتاب محتوی نامه ها و خطبه هائی است که "عبد البهاء" در موارد مختلف و برای اشخاص نوشته است.
این کتاب مانند مقامات دارای سجع است، ولی گذشته از مطالب عجیب و ضعیفی که دارد: آثار تکلّف و ساختگی و سستی از صفحات و الفاط آن پیدا و روشن است.
و وقتی به دقّت بررسی شود: اغلب عبارتها و کلمات و جملات و مطالب آن تکراری است که در هر لوحی تکرار می شوند.
جلد دوّم این کتاب دارای 344 صفحه، و هر صفحه آن 16 سطر است. این جلد نیز محتوی مکاتیب عبد البهاء است که به اشخاص مختلف نوشته است، عبارات این کتاب مانند جلد اوّل همه آن مسجّع و آیه بندی و جمله بندی شده است، و در حدود نصف کتاب عربی، و بقیّه فارسی است.
مطالب این کتاب همه رجز خوانی و مکرّرات بوده و یک مطلب را به صد لباس با تغییرات مختصری بیان می کند، جمله بندی این کتاب در مقابل مقامات حریری و کتب ادبی دیگر خنده آور است.
در یکی از مکاتیب صفحه 332 می گوید: (یا امة الله تعلّمی اللسان الفارسی و اللسان العربی و لکن اجتهدی فی نشر نفحات الله و قولی لک الحمد یا الهی بما انعمت علیّ بفضلک ربّ ربّ اجعلنی فداءاً لامائک و شهیداً فی سبیلک و خاضعا و خاشعا لخلقک و خادما للسلم العامّ و الصلح و الحبّ و الامان انّک انت الکریم المتعال).
این کتاب در چاپخانه کردستان علمیّه در سال 1330 در مصر به چاپ رسیده است، و در اول و آخر کتاب تصویر خطّ عبد البهاء را چاپ کرده است که این مجموعه را جناب شیخ فرج الله طبع و نشر نموده است.
متأسّفانه جلد سوّم این کتاب در دسترس نبود که نمونه هایی از آن را در اختیار قرار دهیم.[1]
[1] . محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 2، ص 277.


النور الاَبهی فی مفاوَضات عبدالبهاء
این کتاب در سال 1906 میلادی در چاپخانه بریل در شهر لیدن هلاند به قطع وزیری در 242 صفحه و هر صفحه در 25 سطر به چاپ رسیده است.
این کتاب در پنج قسمت است؛ قسمت اوّل مقالات در تاثیر انبیاء در ترقّی و تربیت نوع انسانی؛ قسم دوّم مقالات متعلّق به مسائل مذهب مسیحی؛ قسم سوم در علامات و کمالات مظاهر الهیّه؛ قسم چهارم در مبدأ و معاد و حالات مختلفه انسان؛ قسم پنجم مقالات در مواضیع مختلفه.
در پایان کتاب می گوید: الحمد لله شما به ایران رفتید، و ملاحظه نمودید که از نفحات قدس "بهاء الله" ایرانیان چگونه به نوع انسان مهربانند، و پیش هر نفسی را از سائر طوائف تصادف می نمودند، نیش می زدند و نهایت بغض و عداوت و کینه داشتند؛ حتّی تنجیس می نمودند و انجیل و تورات را می سوزاندند، و اگر دستشان آلوده به آن کتاب می شد، می شستند؛ حال اکثر از مضامین این دو کتاب را در محافل و مجالس بالمناسبة ترتیل می نمایند... الخ.
ولی چیزی که ما در جامعه مشاهده می کنیم این است که: در میان اهالی ایران، عنوانی بدتر و پست تر از عنوان بهائیت نیست؛ حتّی اگر کسی مسیحی یا یهودی یا زردشتی باشد، کمتر مورد نفرت و اتّهام واقع می شود تا بهائی.
البته ایرانی ها عداوت و دشمنی با اقلّیتهای مذهبی و ملل دیگر ندارند؛ زیرا مسلک و عقیده آزاد است؛ ولی بهائیها را یک ملّت فاسد و مفسد و اخلال گر و بی وطن و شهوت پرست می دانند.
شاید به خاطر این باشد که: مسلمین از همان زمان اوّل، اسلام را آخرین دین و پیغمبر اسلام را خاتم الانبیاء و المرسلین دانسته، و این مطلب را یکی از ضروریات عقائد خود می دانند؛ و مخصوصا اینکه از سران و پیروان این آئین حیله گریها و بهتانها و دروغهای زیادی دیده اند؛ زیرا اینها در نوشته های خود آیات قرآن را تحریف می کنند، روایات و اخبار را تأویل می نمایند، نسبتهای برخلاف حقیقت و بهتانهای دروغی بر افراد ایرانی روا می دارند.
جناب "بهاء" در نظر یک فرد ایرانی مجسمه تزویر و ریاء و مظهر حیله و مکر است. جناب "بهاء" اگر حرفهایش از طلا و جواهر باشد! ایرانی کمترین توجه و تمایلی به آنها پیدا نخواهد کرد.
با مطالعه قسمت اول این کتاب می بینید که جناب عبدالبهاء تا چه اندازه در مسیر ریا کاری و حیله ورزی سلوک کرده و حق و عدالت را زیر پای خود محو و پایمال نموده است.
در صفحه 19 درباره ی "سیّد باب" می گوید: در میان طائفه شیعیان، عموما مسلم است که ابدا حضرت، در هیچ مدرسه ای تحصیل نفرمودند و نزد کسی اکتساب علوم نکردند. و درباره "میرزا" یعنی پدر خود در صفحه 21 می گوید: پدرش از وزراء بود نه از علما، و در نزد جمیع اهالی ایران، مسلّم که در مدرسه ای علمی نیاموختند و با علماء و فضلاء معاشرت ننمودند. و در صفحه 22 در مقام جامعیّت و علوّ مرتبت او گوید: جمیع جواب کافی شافی می شنیدند و مقنع می گشتند حتّی علمای ایران که در کربلا و نجف بودند شخص عالی را انتخاب کردند و توکیل نمودند و اسم آن شخص ملّا حسن عمو بود آمد به حضور مبارک بعضی سؤالات از طرف علماء کرد جواب فرمودند، بعد عرض کرد که علماء در علم و فضل حضرت مقرّ و معترفند و مسلم عمومست که در جمیع علوم نظیر و مثیلی ندارد... .
انسان چطور می تواند تا این اندازه از دروغ گفتن و دروغ نوشتن باکی نداشته و کوچکترین ملاحظه ننماید، همه نوشته اند که سیّد باب پیش شیخ عابد تحصیل می کرد و به درس سیّد رشتی در کربلا حاضر می شد، مطالب خود بیان و نوشته های سیّد نیز بر این معنی شهادت می دهد.
و خود بهاء نیز در صد مورد از کتاب ایقان به علم و اطّلاع و مطالعات خود اشاره کرده است! با این حال عبدالبهاء خود را به تجاهل زده و می گوید: همه ایرانی ها بر بی سوادی سیّد باب و میرزا بهاء شهادت می دهند، و سپس به فاصله یک صفحه می گوید: ملّا حسن عمو (که معلوم نیست کیست و کجائی است و طوری که از اسمش معلوم می شود یک پیرمرد عوام است) گفت همه به مقام علم و فضل شما معترفند. و فکر نمی کند که جناب میرزا که تحصیل نکرده و علم نداشت (به اعتراف خودش) و آثار علمی هم که از آنجناب (بجز عبارتهای مغلوط) ترشّح نکرده است، و احکام و مجعولات ایشان هم که همه کشف از کمال بی اطّلاعی و نادانی ایشان می کند، پس کدام علم و فضل؟ و کدام دانشمند و عالم و تا به حال به مقام فضل و علم او اشاره نموده است؟[1]
[1]. محاکمه و بررسی در تاریخ و عقائد و احکام باب و بهاء، ج 2، ص 263، مرکز نشر آثار علامه مصطفوی.

 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

کلام روز

برگزاری مراسم بيست‌ و نهمین سالروز شهادت
«محمد بروجردي مسیح کردستان»
و ناگفته های ؛ دل سوخته مادر شهید بروجردی در ادامه مطلب
سالروز شهادت «محمد بروجردي»
روز پنج شنبه 28 ارديبهشت ماه همزمان با بيست ‌و نهمین سالروز شهادت سرلشكر پاسدار شهيد «محمد بروجردي»، مراسم نکوداشتی از ساعت 20 تا 22/30 در میدان سپاه خیابان پادگان ولی عصر"عج" حسینیه فاطمه الزهرا"س" با حضور خانواده شهيد، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار مي‌شود.
ادامه مطلب...

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

کتابخانه بانک مقالات

منوی کاربري