| تاریخچه بهائیت ؛ شیخیه ؛ فرقه های شیخیه |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| پنجشنبه, 24 شهریور 1390 ساعت 00:16 | |||
|
تاریخچه بهائیت ؛ شیخیه ؛ فرقه های شیخیه
سؤال: شیخیه باقریه چه فرقه ای می باشند؟ شیخیه ی باقریهجواب: فرقه ی "باقریه"، پیرو "میرزا محمد باقر خندق آبادی درچهای" هستند، که بعداً به "میرزا باقر همدانی" معروف شد. وی، نماینده ی حاج محمد کریم خان کرمانی" در همدان بود و پس از وی، ادعای جانشینی او را کرد و جنگ میان شیخی و بالاسری را در همدان به راه انداخت. "میرزا محمد باقر"، دارای تألیفات چندی است. وی از کرمان، با "میرزا ابوتراب" - از مجتهدان شیخیه از طایفه ی نفیسیهای کرمان - و عدهای دیگر مهاجرت کردند، و در نائین و اصفهان و جندق و بیابانک و همدان، پیروانی یافتند و سلسله ی "باقریه" را در همدان تشکیل دادند.[1] [1]. فرهنگ فرق اسلامی، ص 97- 98؛ هفتاد و دو ملت، ص 153- 155. شیخیه ی آذربایجان سؤال: شیخیه آذربایجان چه فرقه ای می باشند؟ جواب: در آذربایجان (ایران)، عالمان چندی به تبلیغ و ترویج آرای "شیخ احمد احسایی" پرداختند. سه طایفه ی مهم از آنان، قابل ذکرند که عبارت اند از: 1- خانواده ی حجة الاسلام بزرگ این خاندان، "میرزا محمد مامقانی"، معروف به "حجةالاسلام" (م1269 ق) است. او، نخستین عالم و مجتهد شیخی آذربایجان است. وی، مدتی شاگرد "شیخ احمد احسایی" بود و از او اجازه ی روایت و اجتهاد دریافت کرد و نماینده ی وی در تبریز گشت. او، همان شخصی است که حکم تکفیر و اعدام "علی محمد باب" را در تبریز صادر کرد و بدین وسیله، ضمن باطل خواندن ادعاهای یکی از شاگردان "سید کاظم"، برائت فرقه ی شیخیه ی آذربایجان از بدعت ایجاد شده به دست "علی محمد باب" را اعلام کرده است. "حجةالاسلام"، سه فرزند دانشمند داشت که هر سه، از مجتهدان شیخی تبریز به شمار میرفتند، و به لقب "حجةالاسلام" معروف بودند. فرزند ارشد او، "میرزا محمد حسین حجةالاسلام" (م 1313 ق) نام داشت و نزد "سید کاظم رشتی" تلمّذ کرده بود. وی، پس از وفات پدرش در سال 1269 ه. ق، ریاست طایفه ی شیخیه را به دست گرفت و به جای پدر، در کرسی تعلیم و تربیت پیروان طریقه ی "شیخ احمد احسایی" مستقر گردید. فرزند دوّم او، "میرزا محمد تقی حجةالاسلام" (1247- 1312 ق) نام داشت. وی، از طبع شعر برخوردار بود. تخلص او "نیر" است و "دیوان اشعار" او هم نشر یافت.[1] فرزند سوّم او، "میرزا اسماعیل حجةالاسلام" (م 1317 ق) نام داشت. وی، از شاگردان "میرزا محمد باقر اسکویی" بود. او، پس از برادرش "حجةالاسلام میرزا محمد تقی"، در تبریز از مراجع بزرگ شیخیه بود. فرزند "میرزا محمد حسین حجةالاسلام"، "میرزا ابوالقاسم حجةالاسلام" (م 1362 ق)، آخرین فرد روحانی (و عالم دینی از) خانواده ی "حجةالاسلام" است.[2] 2- خاندان ثقة الاسلام دوّمین طایفه ی شیخیه ی آذربایجان، خانواده ی "ثقةالاسلام" اند. "میرزا شفیع تبریزی"، معروف به "ثقةالاسلام"، بزرگ این خاندان است. وی، از شاگردان "شیخ احمد احسایی" بود. فرزند او، "میرزا موسی ثقةالاسلام" نیز از علمای شیخیه ی تبریز بود. وی، در سال 1330 ق، به جرم مشروطه خواهی و مبارزه با روسها، به دست روسهای تزاری، در تبریز به دار آویخته شد. برادر او، "میرزا محمد" نیز از علمای شیخیه ی تبریز به شمار میرفت. 3- خاندان احقاقی سومین طایفه ی شیخیه ی آذربایجان، خاندان "احقاقی" اند. بزرگ این خانواده، "میرزا محمد باقر اسکویی" (1230- 1301 ق) از مراجع تقلید، و دارای رساله ی عملیه بود. او، شاگرد "میرزا حسن" (مشهور به گوهر) م، 1266 ق، از شاگردان "شیخ احمد احسایی" و "سید کاظم رشتی" بود. پسران "سید کاظم رشتی"، در کربلا نزد او درس میخواندند. او پس از درگذشت "سید"، ادعای جانشینی او را کرد.[3] فرزند "میرزا محمدباقر"، "میرزا موسی احقاقی" (1279- 1364 ق) نیز، از علما و مراجع "شیخیه" است. او، کتابی به نام "احقاق الحق و ابطال الباطل" نگاشت، و در آن عقاید "شیخیه" را به تفصیل، بیان کرد. پس از این تاریخ، او و خانداناش به "احقاقی" مشهور شدند. در این کتاب، برخی از آرای شیخیه ی کرمان و "محمد کریم خان"، مورد انتقاد و ابطال قرار گرفته است.[4] از جمله فرزندان "میرزا موسی احقاقی"، "میرزا علی"، "میرزا حسن" و "میرزا محمد باقر" هستند، که از علمای بزرگ "شیخیه ی احقاقیه" بودند. هم اینک، مرکز این گروه، کشور کویت است و ریاست آن را تا چندی قبل، "میرزا حسن احقاقی" بر عهده داشت، که مرجع فقهی شیخیه ی آذربایجان و اسکو به شمار میرفت و پس از درگذشت وی، فرزندش عهده دار مسایل شرعی پیروان پدرش گردید.[5] [1]. برای آشنایی بیشتر با دیوان اشعار و غزلیات او، به لغت نامهی دهخدا، ج 19، ص 321- 324 مراجعه شود. [2]. برای توضیحات بیشتر خاندان حجةالاسلام، به لغت نامهی دهخدا، ج 9، ص 320- 325 مراجعه شود. [3]. فرهنگ فرق اسلامی، ص 35. [4]. احقاق الحق، ص 167- 223. [5]. قرنان من الاجتهاد والمرجعیة فی اسرة الاحقاقی، میرزا عبدالرسول الحائری الاحقاقی؛ مقدمه و حواشی «دیوان اشعار نیر تبریزی» به قلم میرزا عبدالرسول احقاقی؛ آشنایی با فرق و مذاهب اسلامی، رضا برنجکار، ص 175- 178. تفاوت آرا میان شیخیه ی کرمان و آذربایجان
سؤال: چه تفاوتهایی بین شیخیه کریمخانیه و شیخیه آذربایجان وجود دارد؟جواب: شیخیه ی کرمان و آذربایجان، در اعتقادات، خود را پیرو آرای "شیخ احمد احسایی" و "سید کاظم رشتی" میدانند؛ اما در فروع دین و اعمال، با هم اختلاف نظر دارند. کرمانیها، از شیوه ی اخباری گری پیروی میکنند و به تقلید از مراجع اعتقاد ندارند؛ اما شیخیه ی آذربایجان، به اجتهاد و تقلید معتقدند و از مراجع تقلید خودشان پیروی میکنند. البته در عقاید نیز، شیخیه ی آذربایجان بر خلاف شیخیه ی کرمان، خود نیز به اجتهاد میپردازند و آرای "شیخ احمد" و "سید کاظم" را بر اساس تلقّی خویش از احادیث تفسیر میکنند. از دیگر اختلافات کرمانیها و آذربایجانیها، مسئلهی "رکن رابع" است. شیخیه ی کرمان، اصول دین را چهار اصل توحید و نبوت و امامت و رکن رابع میدانند، اما شیخیه ی آذربایجان، به شدت، منکر اعتقاد به رکن رابع هستند[1]، و اصول دین را پنج اصل توحید و نبوت و معاد و عدل و امامت میدانند. آنان، چنین استدلال میکنند که "شیخ احمد احسایی"، در ابتدای رساله ی "حیاةالنفس"، و "سید کاظم رشتی" در اصول عقاید، اصول دین را پنج اصل مذکور میدانند و در هیچ یک از کتب و رسائل این دو نفر، نامی از رکن رابع برده نشده است.[2] [1]. احقاق الحق، ص 167- 223. [2]. حقایق شیعیان، ص 7- 47; کلمهای از هزار، غلامحسین معتمدالاسلام، ص 64- 66، تبریز، چاپخانهی شفق، 1398 (نقل از: آشنایی با فرق و مذاهب، ص 178- 179).
|
|