| اتمام حجت خدا و معصومين و صحابه با غدير 1 |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||||
| جمعه, 16 اردیبهشت 1390 ساعت 08:06 | |||||
صفحه 1 از 3 اتمام حجت خدا و معصومين با غدير
![]() پرونده ى علمى غدير تا كنون دوران بى وقفه ى هزار و چهارصد ساله اى را پشت سر گذاشته كه طى آن امر پيامبر صلى الله عليه وآله بر پشتيبانى دائمى از غدير به اجرا در آمده است. واعظان بسيارى بر فراز منبرها، و علماى وارسته اى در مجالس بحث و مناظره، و مؤلفان زبردستى در كتابها، و ابرمردانى همچون سلمان و ابوذر و مقداد به عنوان شاهدان صدق غدير، و نيز خدمتگزارانى در آحاد جامعه، وظيفه ى حراست و دفاع از اين آرمان بزرگ اسلام را بر دوش كشيده اند. اگر غدير در عينيت جامعه تحقق مى يافت اختلاف و تفرقه اى نبود تا نياز به احتجاجها و مناظرات براى اثبات بنيادهاى ولايت باشد. نفرين خداوند بر آنان كه زلال غدير را گل آلود نمودند و نسلهايى را از نوش گواراى آن محروم ساختند، و صلوات و رحمت و بركات خداوند بر امامان دلسوز امت، كه براى نجات غرق شدگان در فتنه ى سقيفه به حفظ و احياى غدير در شرايط مختلف پرداختند. مخاطب اين اقدامات عبارت بودند از تازه آشنايانى كه مى بايست از اين حقيقت بزرگ اسلام آگاهى مى يافتند، وجدانهاى خفته اى كه نياز به تجديد عهد و يادآورى و بيدارى داشتند، دلهاى مرده اى كه بايد راه هدايت برايشان باز مى شد تا آبى به زمين خشكيده ى آنان برسد، نسلهاى آينده اى كه شايد صدها سال ديگر قدم به اين جهان مى گذاشتند و بايد حقيقت غدير براى اطلاع آنان در صفحات تاريخ ثبت مى شد. تاريخچه ى اين دفاع مقدس از حريم غدير، دلير مردان علم را در خود جاى داده كه در هر زمانى به اقتضاى آن و در هر مكانى طبق شرايط آن، از فكر و روح سرشار از معنويتشان گرفته تا جان و آبرويشان در طبق اخلاص مى گذاشتند، و با اسلحه ى استدلالهاى قاطع ولايت كه پشتيبانش پروردگار است، دشمنان زبون و رنگ به رنگ ولايت را در صحنه ى بحثهاى علمى شكست داده و نام تشيع و غدير را در گستره ى جهان بلند آواز و سرافراز ساخته اند. نمونه هاى بارز اين احتجاجات و استدلالها و يادآوريهاى غدير توسط خود ائمه عليهم السلام و اصحابشان صورت گرفته است. تمام راويانى كه در طول هزار و چهارصد سال حديث غدير را روايت كرده اند نيز به گونه اى جهاد خود را در مقابله با اهل سقيفه به نمايش گذاشته اند. علماى شيعه در دوران غيبت امام زمان عجل اللَّه فرجه پرچم دفاع از غدير را به دوش كشيده اند و در پاى آن مقاومت نموده اند. تا آنجا كه در مواردى حتى خود دشمن اقرار به غدير نموده و از انكار آن عاجز مانده است. امروز دامنه ى اين احتجاجات از كتابها و جلسات بالاتر رفته و در كنفرانسها و به صورت برنامه هاى راديويى و تلويزيونى و حتى در اينترنت مطرح شده است. در بخش حاضر نمونه هايى از اين احتجاجات و اتمام حجتها كه بخشى از صدها هزار مورد آن است تقديم مى شود. اتمام حجت خداوند با غدير 1. در غدير حارث فهرى معترضانه از خدا درخواست عذاب كرد. خداوند هم فوراً سنگى از آسمان فرستاد و او را جلوى چشم همه هلاك كرد، و اين ماجرا به عنوان اولين اتمام حجت مستقيم خداوند ثبت شد. [ الغدير: ج 1 ص 193. بحارالانوار: ج 37 ص 136 و 162 و 167. عوالم: ج 3:15 ص 56 و 57 و 129 و 144. تفصيل اين ماجرا در قسمت سوّم از بخش دوّم كتاب حاضر گذشت. ] 2. در غدير، مردم مردى زيبا صورت را ديدند كه مى گفت: 'به خدا قسم روزى مانند امروز نديدم... براى او پيمانى بست كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى زند...'. وقتى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند او كه بود؟ فرمود: او جبرئيل بود. و بدينگونه بار ديگر اتمام حجت الهى برابر ديدگان همه انجام شد. [ بحارالانوار: ج 37 ص 120 و 161. عوالم: ج 3:15 ص 85 و 136. تفصيل اين ماجرا در قسمت سوّم از بخش دوّم كتاب حاضر گذشت. ] 3. عده اى از منافقين نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمدند و از آن حضرت آيت و نشانه اى خواستند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: آيا روز غدير خم براى شما كافى نبود؟ آنگاه كه من على را به امامت منصوب نمودم، منادى از آسمان ندا داد: 'اين ولى خداست، تابع او باشيد، وگرنه عذاب خدا بر شما نازل مى شود'. [ اثبات الهداة: ج 2 ص 153. ] 4. روزى ابوبكر با نيرنگى تازه براى توجيه غصب خلافت به اميرالمؤمنين عليه السلام گفت: پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درباره ى مسئله ى ولايت تو بعد از غدير چيزى را تغيير نداده... ولى اينكه تو خليفه ى او باشى در اين باره چيزى به ما نگفته است!! حضرت فرمود: چطور است پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را به تو نشان دهم تا او به تو بگويد؟ ابوبكر پذيرفت و پس از نماز مغرب همراه اميرالمؤمنين عليه السلام به مسجد قبا آمدند و ديدند پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در سمت قبله ى مسجد نشسته و خطاب به ابوبكر فرمود: 'اى ابوبكر بر ضد ولايت على اقدام كرده اى و در جاى او نشسته اى كه جاى نبوت است و جز او كسى مستحق آن نيست زيرا او وصى و خليفه ى من است...'. با اين معجزه كه پشتوانه ى الهى داشت بار ديگر خداوند حجتش را بر غاصب حق صاحب غدير تمام كرد. [ بحارالانوار: ج 41 ص 228. ] 5. اميرالمؤمنين عليه السلام در زمان خلافت ظاهرى خود عده اى از شاهدان عينى غدير را به خدا قسم داد كه برخيزند و در مقابل مردم به آنچه ديده اند شهادت دهند. عده اى برخاسته و شهادت دادند ولى هشت نفر ابا كردند. حضرت فرمود: 'اگر شما دروغ مى گوييد و بهانه مى آوريد در حالى كه در غدير حاضر بوده و شنيده ايد، خدا هر يك از شما را به بلايى آشكار گرفتار كند'. بدينگونه سى سال پس از واقعه ى غدير بار ديگر اتمام حجت پروردگار ظاهر شد و هر يك از اينان به مرضى گرفتار شدند بطورى كه همه ديدند. مبتلا شدگان نزد مردم اقرار مى كردند كه ما با دعاى حضرت به عذاب الهى دچار شده ايم. [ بحارالانوار: ج 40 ص 54 ح 89. ] اتمام حجت پيامبر با غدير 1. چادرنشينى از اطراف مدينه از حضرت پرسيد: حاجيان قوم من خبر آورده اند كه در غدير خم اطاعت على را واجب كرده اى. آيا اين از جانب خدا بوده است؟ فرمود: 'خدا آن را واجب كرده، و اطاعت او را بر اهل آسمان و زمين واجب نموده است'. [ بحارالانوار: ج 40 ص 54 ح 89. ] 2. حضرت در مدينه فرمود: 'روز غدير بهترين اعياد امت من است و آن همان روزى است كه خداوند به من دستور داد برادرم على بن ابى طالب را براى امتم منصوب نمايم'. [ بحارالانوار: ج 37 ص 109 ح 2. ] 3. حضرت در وصيت به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: '... من در روز غدير خم از مردم عهد و پيمان گرفته ام كه تو وصى و خليفه ى من و صاحب اختيار مردم پس از من هستى'. [ اثبات الهداة: ج 2 ص 111 ح 465. ] 4. از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله منظور از 'مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ...' را پرسيدند. فرمود: '...هركس من صاحب اختيار اويم و نسبت به او از خودش صاحب اختيارترم على بن ابى طالب صاحب اختيار اوست و نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر است و در برابر او برايش امرى نيست. [ اثبات الهداة: ج 2 ص 126 ح 535. ] |
|