| بررسى دقيق درباره بيعت غدير |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | ||||
| جمعه, 16 اردیبهشت 1390 ساعت 08:05 | ||||
صفحه 1 از 2 بررسى دقيق درباره بيعت غدير
![]() 'بيعت غدير' در متن خطبه مطرح شده و در واقع التزام به محتواى آن است. [ در قسمت سوم از بخش دوم مراسمِ بيعت غدير ذكر شد. ] 'بيعت' يعنى دست دادن به عنوان اقرار و پذيرفتن مقام كسى و در پى آن وعده ى وفادارى به موجبات و لوازم آن. لذا در بيعت بايد موضوع اصلى آن و وعده هايى كه به عنوان وفادارى داده مى شود مشخص شود. همچنين ارزش و پشتوانه ى بيعت و ضامن و شاهد آن و كيفيت و شكل آن بايد تعيين گردد. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله در خطبه ى غدير، همه ى اين جوانب را دقيقاً تعيين فرمودند كه ذيلاً به شرح آن مى پردازيم: موضوع اصلى بيعت غدير عنوان اصلىِ بيعت در غدير عبارت بود از اقرار و قبولِ امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و امامان از فرزندان او تا آخرينِ آنها كه حضرت مهدى عليه السلام بوده و امامتشان تا روز قيامت است، با قبول تمام شئون و مقاماتى كه درباره ى آنان در متنِ خطبه ذكر شده است. پس موضوع اصلىِ بيعت غدير فقط امامت و خلافتِ على بن ابى طالب عليه السلام نيست، بلكه امامت همه ى ائمه عليهم السلام است كه امامتشان تا روز قيامت ادامه دارد و قبل و بعد از ايشان امامى نيست و كسى جز آنها حق چنين ادعايى را ندارد. مردم كه با على عليه السلام بيعت كردند، در واقع مستقيماً با همه ى امامان بيعت نمودند. محتواى بيعت غدير وعده هايى كه مردم در غدير پيرامون موضوع ولايت بر سر آنها بيعت كردند از اين قرار است: 1. شنيديم، پس كسى نخواهد گفت: 'من نشنيدم و متوجه نشدم'. 2. در مقام عمل اطاعت مى كنيم و سر تسليم فرود مى آوريم. 3. در قلب و ضميرمان به اين مطلب راضى هستيم. 4. زندگى و مرگ و حشر و بعث ما بر اين عقيده خواهد بود. 5. در اين مطالب تغيير و تبديل نمى دهيم. 6. در اين مطالب شك به دل راه نمى دهيم. 7. اين مطالب را در آينده انكار نمى كنيم و از قول خود برنمى گرديم، و پيمان و عهد خود را نمى شكنيم و به وعده ى خود وفا مى كنيم. 8. از قول تو، به نزديكان و دوردستان از فرزندان و فاميل خود مى رسانيم. ارزش و پشتوانه بيعت غدير همانطور كه تمام احكام و مسائلى كه مربوط به دين است آنگاه ارزش پيدا مى كند كه اتصال به خداوند داشته باشد و فرمانش از جانب الهى صادر شده باشد، بيعت غدير هم كه در واقع التزام به همه ى فرامين الهى است احتياج به پشتوانه ى الهى دارد. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در اين مورد تأكيد خاصى داشتند كه اين بيعت نه تنها از جانب خداوند دستور داده شده، بلكه در حكمِ بيعت با خود خداوند است. در اين باره جملات زير را فرمودند: 1. اين بيعت از جانبِ خداوند و به امر اوست. 2. آنان كه اين بيعت را انجام مى دهند در واقع با خدا بيعت مى كنند. 3. من با خدا بيعت كرده ام و على هم با من بيعت كرده است. 4. با خداوند بيعت كنيد، و با من و على و حسن و حسين و امامان بيعت كنيد. 5. آنان كه در بيعت نمودن با او از يكديگر سبقت بگيرند رستگارانند و در باغهاى نعمت خواهند بود. 6. هركس اين بيعت را بشكند بر ضرر خود كار كرده، و هر كس به آنچه با خدا عهد كرده وفا كند خداوند به او اجر عظيم عنايت فرمايد. ضامن و شاهد بيعت غدير هر عهد و پيمانى احتياج به شاهد و ضامنى دارد تا در صورت انكار، به او مراجعه شود. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شاهد و گواهِ اين بيعت را خداوند و خودش و ملائكه و بندگان صالح خدا تعيين كردند و فرمودند: 'بگوئيد: خدا را بر اين مطلب شاهد مى گيريم، و تو نيز بر ما شاهد هستى و هركس كه خدا را اطاعت مى كند و ملائكه ى خداوند و لشكر او و بندگانش را شاهد مى گيريم، و خداوند از هر شاهدى بالاتر است'. كيفيت و شكل بيعت غدير پيداست كه شكل عمومىِ بيعت همان دست دادن است، ولى اين دست دادن در واقع حاكى از عهد بستن و تصميم به وفادارىِ قلبى و نيز پيمان لسانى است. در غدير چند جهت وجود داشت كه به خاطر آن قبل از بيعت با دست، بيعت لسانى كه به شكل اقرار زبانى و به صورت گفتن بود انجام گرفت و حضرت متن گفتار را هم تعيين كردند. اين جهات عبارتند از: 1. بيعت بادست احتياج به تفسير دارد، و بايد قبلاً معلوم شود بر سر چه بيعت مى كنند. اين اقرار لسانى در واقع مفسّر بيعت با دست بود كه بعد از خطبه انجام شد. 2. ممكن بود عده اى پس از خطبه براى بيعت با دست حاضر نشوند و خود را از صحنه كنار بكشند و بعد بگويند: 'ما بيعت نكرديم'. لذا حضرت ابتدا به صورت لسانى بيعت گرفت و فرمود: 'هركس توانست با دست بيعت مى كند و هر كس نتوانست با زبان اقرار كرده است'. 3. اگر متن و عبارات براى بيعت لسانى تعيين نمى شد ممكن بود هر يك از مردم طبق ذوق و سليقه ى خود عباراتى را بكار برد كه از نظر اعتبار رسمى و قانونى جاى سؤال و اشتباه باشد، و گذشته از هرج و مرج در واقع هر كس به مطلبى كه مغايرتها و زياده و نقيصه هايى با ديگران داشت اقرار كرده بود. 4. اگر متن تعيين نمى شد ممكن بود عده اى فتنه گر، عبارات خاصِ شبهه ناكى را آماده كنند و با آن زمينه ى سقوط ارزش اين بيعت را آماده سازند. 5. به خاطر كثرت جمعيت و كمى وقت و مساعد نبودن شرايط توقف مردم، اين احتمال قوى بود كه عده اى واقعاً فرصت بيعت با دست را پيدا نكنند، و لذا مى بايست اين بيعت لسانى انجام مى شد. پس از روشن شدن اين جهت، مى پردازيم به اين نكته كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيعت با دست و بيعت لسانى را به چه صورت انجام دادند: الف: بيعت با دست چنين بود: 1. در اثناء خطبه متذكر شدند كه پس از خطبه شما را به دست دادن به عنوان بيعت دعوت خواهم كرد. 2. دستور دادند تا مردم ابتدا با خود او "پيامبر صلى اللَّه عليه و آله" به عنوان اقرار به سخنانش در حق امامان عليهم السلام بيعت كنند، و سپس با شخص على بن ابى طالب عليه السلام بيعت نمايند. 3. اين بيعت با دست را حاكى از بيعت با قلب و جان دانستند. ب: بيعت لسانى را در پنج عبارت فرمودند: 1. همگى تان اين متن را بگوئيد: '......' كه همان متن مفصل را حضرت برايشان تعيين فرمودند. [ به قسمت يازدهم از بخش ششم اين كتاب مراجعه شود. ] 2. اى مردم، آنچه به شما گفتم تكرار كنيد. 3. اى مردم، چه مى گوئيد؟ خداوند اَصوات را مى شنود و از پنهانهاى نفسها خبر دارد. "كنايه از اينكه اگر چه اصوات به هم مخلوط است و از باطنها هم كسى خبر ندارد، ولى خداوند ناظر و شاهد است". 4. بگوئيد سخنى را كه خداوند به خاطر آن از شما راضى شود. 5. بگوئيد: 'حمد و سپاس خداى را كه ما را به اين مطلب هدايت كرد، و اگر خداوند هدايت نكرده بود هدايت نمى يافتيم'. نتيجه بيعت غدير اگر چه با وجود نص، نيازى به بيعت غدير نبود، و مردم مثل ساير موارد منصوص اسلام، بايد خلافت را هم مى پذيرفتند، ولى اين بيعت عمومى به عنوان يك حق قانونى و اجتماعى نيز مطرح بود كه در مقابل كار عمال سقيفه قرار مى گرفت. يعنى وقتى مى گفتند: در سقيفه ما با بيعت مردم خلافت ابوبكر را درست كرديم، در مقابلشان گفته مى شد: بيعت غدير قبل از آن و با حضور جميعتى بيشتر و با حضور شخص پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و به ضميمه ى نص الهى بوده است. اضافه بر اينكه اهل سقيفه در مراحل مختلف كارشان متوسل به انواع مختلف بيعت شدند. بيعت ابوبكر كه فلتة بود و با عدّه ى قليلى و بدون مشورت انجام شد و هيچ افضليتى هم مطرح نبود. بيعت عمر با سفارش ابوبكر و تعيين او بود. بيعت عثمان هم با تعيين شوراى فرمايشى عمر بود. ولى بيعت اميرالمؤمنين عليه السلام انتخاب افضل بود، كه اين افضليت به نص رسول صلى اللَّه عليه و آله بود، گذشته از آنكه نص انتصابى آن حضرت نيز بود و بيعت به عنوان اقرار گرفتن و قبول آنچه حضرت مى خواست بود تا اگر كسى بيعت ديگرى را پذيرفت معلوم باشد كه قبلاً بيعت غدير را گردن نهاده بوده است عيد و جشن غدير روز غدير در واقع عيد آل محمد عليهم السلام و روز جشن اهل بيت است، و به همين جهت تأكيد خاصى از سوى ائمه عليهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در اين روز وارد شده است. شخصى يهودى كه در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آيه ى 'الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ...' "كه در روز غدير نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عيد مى گرفتيم! [ الغدير: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303. ] امام صادق عليه السلام مى فرمايد: انبياء بنى اسرائيل روزى را كه جانشينِ بعد از خود را تعيين مى كردند عيد قرار مى دادند. 'عيد غدير' هم روزى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله على عليه السلام را براى مردم منصوب فرمود.... [ بحارالأنوار: ج 37 ص 170. ] بدون شك عيد گرفتن غدير به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاريخى در دلهاى شيعيان و احياى محتواى آن در مقابل دشمنان است، و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاريخ تشيع نقش بسته و نشان دائمى ولايت است |
|