| ترجمه فارسى خطبه غدير |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي |
| جمعه, 16 اردیبهشت 1390 ساعت 08:01 |
|
صفحه 1 از 8 ترجمه فارسى خطبه غدير
![]() حمد و ثناى الهى حمد و سپاس خدايى را كه در يگانگى خود بلند مرتبه، و در تنهايى و فرد بودن خود نزديك است. [ كلمات اول خطبه حامل مطالب دقيقى از توحيد است كه احتياج به تفسير دارد. جمله ى مذكور را شايد بتوان چنين توضيح داد: حمد خدايى را كه در عين يگانگى داراى عاليترين مرتبه است و در عين تنهايى و با حفظ مرتبه ى بلند به بندگانش نزديك است. در 'ب' و 'د' عبارت چنين است: حمد خدايى را كه با يگانگى خود بلند مرتبه و با فرد بودن و تنهايى خود نزديك شده است. ] در قدرت و سلطه ى خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد، در حالى كه در جاى خود است، [ منظور از اين جمله يكى از دو جهت مى تواند باشد: اول: علم خداوند به همه چيز احاطه دارد در حالى كه آن چيزها در جاى خود هستند و خداوند احتياج به معاينه و ملاحظه ى آنها ندارد. دوم: علم خداوند به همه چيز احاطه دارد در حالى كه خداوند در مكان خود است. البته براى خداوند مكان تصور ندارد، پس منظور اين است كه خداوند چنان احاطه بر موجودات دارد كه براى علمش احتياج به رفت و آمد و كسب علم ندارد. ] و همه ى مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد. هميشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستايش خواهد بود. صاحب عظمتى كه از بين رفتنى نيست. ابتدا كننده او و بازگرداننده اوست و هركارى به سوى او باز مى گردد. به وجود آورنده ى بالا برده شده ها "آسمانها و افلاك" و پهن كننده ى گسترده ها "زمين"، يگانه حكمران زمينها و آسمانها، پاك و منزه و تسبيح شده، [ كلمه ى 'قُدُّوس' به معنى پاك و منزّه از هر عيب و نقص، و كلمه ى 'سُبُّوح' به معنى كسى كه مخلوقات او را تسبيح مى كنند، و تسبيح به معنى تنزيه و تمجيد خداوند است. ] پروردگار ملائكه و روح، تفضل كننده بر همه ى آنچه خلق كرده و لطف كننده بر هر آنچه به وجود آورده است. هر چشمى زير نظر اوست، [ 'ج' و 'د' و 'ه': هر نَفْسى زير نظر اوست. ] ولى چشمها او را نمى بينند. كرم كننده و بردبار و تحمل كننده است. رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه ى آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمى كند، و به آنچه از عذابش كه مستحق آنند مبادرت نمى ورزد. باطنها و سريره ها را مى فهمد و ضماير را مى داند و پنهانها بر او مخفى نمى ماند و مخفى ها بر او مشتبه نمى شود. او راست احاطه بر هر چيزى و غلبه بر همه چيز و قوت در هر چيزى و قدرت بر هر چيزى، و مانند او شيئى نيست. اوست به وجود آورنده ى شيئ "چيز" هنگامى كه چيزى نبود. [ 'ج' و 'د': اوست به وجود آورنده ى زنده هنگامى كه زنده اى نبود. ] دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است. نيست خدايى جز او كه با عزت و حكيم است. بالاتر از آن است كه چشمها او را درك كنند ولى او چشمها را درك مى كند، و او لطف كننده و آگاه است. هيچكس نمى تواند با ديدن به صفت او راه يابد، و هيچكس به چگونگى او از سر و آشكار دست نمى يابد مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمايى كرده است. گواهى مى دهم براى او كه اوست خدايى كه قدس و پاكى و منزه بودن او روزگار را پر كرده است. او كه نورش ابديت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون مشورت مشورت كننده اى اجرا مى كند و در تقديرش شريك ندارد و در تدبيرش كمك نمى شود. [ 'الف' و 'ب' و 'د': در تدبيرش تفاوت و اختلافى نيست. ] آنچه ايجاد كرده بدون نمونه و مثالى تصوير نموده و آنچه خلق كرده بدون كمك از كسى و بدون زحمت و بدون احتياج به فكر و حيله [ 'ج': بدون فساد. ] خلق كرده است. آنها را ايجاد كرد پس به وجود آمدند، [ 'ج': خواسته است پس بوجود آمده اند. ] و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدايى كه جز او خدايى نيست، صنعت او محكم و كار او زيبا است، عادلى كه ظلم نمى كند و كرم كننده اى كه كارها به سوى او باز مى گردد. شهادت مى دهم كه اوست خدايى كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده است. پادشاهِ پادشاهان [ 'ب' و 'ج': مالك پادشاهان. ] و گرداننده ى افلاك و مسخّر كننده ى آفتاب و ماه، كه همه با زمانِ تعيين شده در حركت هستند. شب را بر روى روز و روز را بر روى شب مى گرداند كه به سرعت در پى آن مى رود. [ كنايه از اينكه شب و روز مانند دو كُشتى گيرنده هر يك بر ديگرى غالب مى شود و او را بر زمين مى زند و خود بالا مى آيد. درباره ى روز، عبارتِ 'شب را به سرعت دنبال مى كند' فرموده ولى درباره ى شب نفرموده است. چه بسا كنايه از اينكه چون روز از نور ايجاد مى شود به مجرد كم شدن نور رو به شب مى رود. ] در هم شكننده ى هر زورگوى با عناد، و هلاك كننده ى هر شيطان سر پيچ و متمرّد. براى او ضدّى، و همراه او معارضى نبوده است. يكتا و بى نياز است. زائيده نشده و نمى زايد و براى او هيچ همتايى نيست. خداى يگانه و پروردگار با عظمت. مى خواهد پس به انجام مى رساند، و اراده مى كند پس مقدّر مى نمايد، و مى داند پس به شماره مى آورد. مى ميراند و زنده مى كند، فقير مى كند و غنى مى نمايد، مى خنداند و مى گرياند، نزديك مى كند و دور مى نمايد، [ 'د': تدبير مى كند و مقدر مى نمايد. ] منع مى كند و عطا مى نمايد. [ 'ب': منع مى كندو ثروتمند مى نمايد. ] پادشاهى از آنِ او و حمد و سپاس براى اوست. خير به دست اوست و او بر هر چيزى قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو مى برد. [ 'ج' و 'ه': داخل كننده ى شب در روز و فرو برنده ى روز در شب نيست مگر او. ] نيست خدايى جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده ى دعا، بسيار عطا كننده، شمارنده ى نَفَسها و پروردگار جنّ و بشر، كه هيچ امرى بر او مشكل نمى شود، [ 'ج' و 'د' و 'ه': هيچ لُغتى "زبانى" بر او مشكل نمى شود. ] و فرياد دادخواهان او را منضجر نمى كند، و اصرار اصرار كنندگانش او را خسته نمى كند. نگهدارنده ى صالحين و موفّق كننده ى رستگاران و صاحب اختيار مؤمنين و پروردگار عالميان. خدايى كه از هر آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالى شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مى گويم و دائماً شكر مى نمايم، چه در آسايش و چه در گرفتارى، چه در حال شدت وچه در حال آرامش. و به او و ملائكه اش و كتابهايش و پيامبرانش ايمان مى آورم. دستور او را گوش مى دهم و اطاعت مى نمايم و به آنچه او را راضى مى كند مبادرت مى ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مى شوم [ 'ه': بشنويد و اطاعت كنيد دستور او را، و به آنچه رضايت او در آن است مبادرت ورزيد و در مقابل مقدرات او تسليم شويد. ] به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدايى كه نمى توان از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداريم "يعنى ظلم نمى كند". |
|