| معجزه غدير، امضاى الهى و ظهور جبرئيل |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | ||||
| پنجشنبه, 15 اردیبهشت 1390 ساعت 23:13 | ||||
صفحه 1 از 2 معجزه غدير، امضاى الهى و ظهور جبرئيل در غدير
![]() بيعت زنان [ بحارالانوار: ج 21 ص 388. عوالم ج 3:15 ص 309. ] پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دستور دادند تا زنان هم با آن حضرت بيعت كنند و به عنوان 'اميرالمؤمنين' سلام كنند و به حضرتش تبريك و تهنيت بگويند، و اين دستور را درباره ى همسران خويش مؤكد داشتند. براى اين منظور دستور دادند تا ظرف آبى آوردند، و پرده اى بر روى آن زدند بطورى كه زنان در آن سوى پرده با قرار دادنِ دستِ خود در آب، و قرار دادنِ اميرالمؤمنين عليه السلام دست خود را در سوى ديگر با آن حضرت بيعت كنند؛ و بدين صورت بيعت زنان هم انجام گرفت. يادآورمى شود كه بانوى بزرگ اسلام حضرت فاطمه ى زهرا عليهاالسلام از حاضرين در غدير بودند. همچنين كليه همسران پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و ام هانى خواهر اميرالمؤمنين عليه السلام و فاطمه دختر حضرت حمزه و اسماء بنت عميس در آن مراسم حضور داشتند. عمامه سحاب [ الغدير: ج 1 ص 291. عوالم: ج 3:15 ص 199. اثبات الهداة: ج 2 ص 219 ح 102. ] عرب هرگاه مى خواستند رياست بزرگى را بر قومى اعلام كنند يكى از مراسمشان بستن عمامه بر سر او بود. اين افتخارِ بزرگى در عرب بود كه شخص بزرگى عمامه ى خود را بر سر كسى ببندد كه به معناى اعتماد بر او بود. [ تاج العروس: ج 8 ص 410. ] پيامبر صلى اللَّه عليه و آله در اين مراسم عمامه ى خود را كه 'سحاب' نام داشت، به عنوان تاج افتخار بر سر اميرالمؤمنين عليه السلام بستند و انتهاى عمامه را بر دوش آن حضرت قرار دادند و فرمودند: 'عمامه تاج عرب است'. خود اميرالمؤمنين عليه السلام در اين باره چنين مى فرمايند: 'پيامبر در روز غدير خم عمامه اى بر سرم بستند و يك طرف آن را بر دوشم آويختند و فرمودند: خداوند در روز بدر و حنين، مرا با ملائكه اى كه چنين عمامه اى به سر داشتند يارى نمود' شعر غدير [ بحارالأنوار: ج 21 ص 388، ج 37 ص 112 و 166 و 195. عوالم: ج 3:15 ص 41 و 98 و 144 و 201. كفايةالطالب: ص 64. متن عربى اشعار از كتاب سليم بن قيس: ص 828 نقل شده، كه با كمى تفاوت در كتب ديگر هم نقل شده است. ] بخش ديگرى از مراسم پرشور غدير، در خواست حسّان بن ثابت بود. او به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد: يا رسول اللَّه، اجازه مى فرمائيد شعرى را كه در باره ى على بن ابى طالب- به مناسبت اين واقعه ى عظيم- سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان به نام خداوند و بركت او. حسان بر جاى بلندى قرار گرفت و مردم براى شنيدن كلامش ازدحام كردند و گردن مى كشيدند. او گفت: 'اى بزرگان قريش، سخن مرا به گواهى و امضاىِ پيامبر گوش كنيد'. سپس اشعارى را كه در همانجا سروده بود خواند كه به عنوان يك سند تاريخى از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. ذيلاً متن عربى شعر حسان و سپس ترجمه ى آن را مى آوريم: لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِىَّ مُحَمَّداً ... لَدى دَوْحِ خُمٍّ حينَ قامَ مُنادِياً وَ قَد جاءَهُ جِبْريلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ ... بِأنَّكَ مَعْصُومٌ فَلا تَكُ وانِياً وَ بَلِّغْهُمُ ما أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ ... وَ إِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِياً عَلَيْكَ فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلهِهِمْ ... رِسالَتَهُ إِنْ كُنْتَ تَخْشَى الْأَعادِيا فَقامَ بِهِ إِذْ ذاكَ رافِعُ كَفِّهِ ... بِيُمْنى يَدَيْهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِياً فَقالَ لَهُمْ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ مِنْكُمُ ... وَ كانَ لِقَوْلي حافِظاً لَيْسَ ناسِياً فَمَوْلاهُ مِنْ بَعْدي عَلِيٌّ وَ اِنَّني ... بِهِ لَكُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ راضِياً فَيا رَبِّ مَنْ والى عَلِيّاً فَوالِهِ ... وَ كُنْ لِلَّذي عادى عَلِيّاً مُعادِياً وَ يا رَبِّ فَانْصُرْ ناصِريهِ لِنَصْرِهِمْ ... إِمامَ الْهُدى كَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّياجِيا وَ يا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِليهِ وَ كُنْ لَهُمْ ... إِذا وَقَفُوا يَوْمَ الْحِسابِ مُكافِياً آيا نمى دانيد كه محمد پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله كنار درختان غدير خم به حالت ندا ايستاد، و اين در حالى بود كه جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود كه در اين امر سستى مكن كه تو محفوظ خواهى بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانى و از ظالمان بترسى و از دشمنان حذر كنى رسالت پروردگارشان را نرسانده اى. در اينجا بود كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله دست على عليه السلام را بلند كرد و با صداى بلند فرمود: 'هر كس از شما كه من مولاى او هستم و سخن مرا به ياد مى سپارد و فراموش نمى كند، مولاى او بعد از من على است، و من فقط به او- نه به ديگرى- به عنوان جانشين خود براى شما راضى هستم. پروردگارا هر كس على را دوست بدارد او را دوست بدار، و هركس با على دشمنى كند او را دشمن بدار. پروردگارا، يارى كنندگان او را يارى فرما به خاطر نصرتشان امام هدايت كننده اى را كه در تاريكيها مانند ماه شب چهارده روشنى مى بخشد. پروردگارا، خوار كنندگان او را خوار كن و روز قيامت كه براى حساب مى ايستند خود جزا بده'. پس از اشعار حسان، پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اى حسان، مادامى كه با زبانت از ما دفاع مى كنى، از سوى روح القدس مؤيد خواهى بود. ظهور جبرئيل در غدير [ بحارالأنوار: ج 37 ص 120 و 161. عوالم: ج 3:15 ص 85 و 136. ] مسئله ى ديگرى كه پس از خطبه ى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پيش آمد و بار ديگر حجت را بر همگان تمام كرد، اين بود كه مردى زيبا صورت و خوشبوى را ديدند كه در كنار مردم ايستاده بود و مى گفت: 'به خدا قسم، روزى مانند امروز هرگز نديدم. چقدر كار پسر عمويش را مؤكّد نمود، و براى او پيمانى بست كه جز كافر به خداوند و رسولش آن را بر هم نمى زند. واى بر كسى كه پيمان او را بشكند'. در اينجا عمر نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله آمد و گفت: شنيدى اين مرد چه گفت؟! حضرت فرمود: آيا او را شناختى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: 'او روح الأمين جبرئيل بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشكنى، كه اگر چنين كنى خدا و رسول و ملائكه و مؤمنان از تو بيزار خواهند بود'! |
|