| زمينه واقعه غدير و تشكّل جامعه اسلامى |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||||
| پنجشنبه, 15 اردیبهشت 1390 ساعت 23:11 | |||||
صفحه 1 از 3 زمينه واقعه غدير و تشكّل جامعه اسلامى در دهه اول هجرى
![]() براى برداشتى عميق از غدير بايد از اوضاع اجتماعى و اعتقادى و اخلاقىِ زمانى كه اين ماجراى عظيم در آن بوقوع پيوسته آگاهى داشته باشيم؛ تا معلوم شود آنان كه در غدير بنام مسلمان در كنار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بودند چه كسانى و چگونه مسلمانانى بودند و تا چه حدّ معتقد بودند و قابل تقسيم به چند گروه بودند. اين آمادگى فكرى، راهگشاى خوبى براى تجزيه و تحليل جزئيات و كيفيت خاص واقعه ى غدير و پيامدهاى آن خواهد بود. تشكّل جامعه اسلامى در دهه اول هجرى رسالت پيامبر در تبليغ اسلام [ بحارالأنوار: ج 18 و 19 و 20. ] اسلام به عنوان آخرين دين و ناسخِ تمام اديان، حامل والاترين معارف الهى است كه به زمان و مكان محدود نمى شود. اين معارف مى بايست براى هميشه و در تمام دنيا به عنوان سازنده ى فكر و روح مردم و دستور العمل و قانون نامه ى بشريت تلقى گردد. اين رسالت عظيم بر عهده ى خاتم پيامبران حضرت محمد بن عبداللَّه صلى اللَّه عليه و آله قرار داده شد. آن حضرت معارف و احكام اسلام را تدريجاً براى مردم بيان مى فرمودند، و قبل از هر اقدام زمينه ى آن را فراهم مى كردند. هرچه پيشرفت و قدرت اسلام بيشتر مى شد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم مطالب سنگين ترى بر مردم عرضه مى كردند، و اين روش تا آخرين لحظات عمر شريفشان ادامه داشت. مسلمين قبل از هجرت [ بحارالأنوار: ج 18 ص 148 تا 243، ج 19 ص 1 تا 27. ] در طول سيزده سال دعوت پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله در مكّه ى معظّمه مسلمين بسيار كم بودند، و اين بدان جهت بود كه ظاهر اسلام در جانب ضعف قرار داشت، و هوسهاى دنيوى كمتر مى توانست باعث گرويدن ظاهرىِ مردم به اسلام گردد. اگر چه در همان عده ى كم نيز چند نفرى با قلبهاى آكنده از نفاق و براى تأمين آينده ى خود، گِرد پيامبر صلى اللَّه عليه وآله جمع شده بودند و اجراى مقاصد جاهلى و خنثى كردن اقدامات حضرت را در دل مى پروراندند، ولى در عين حال خلوص نيّت ديگران امكان هر اقدامى را از آنان سلب نموده بود. مسلمين بعد از هجرت [ بحارالأنوار: ج 19 ص 104 تا 133، ج 20، ج 21 ص 1 تا 90. ] پس از ورود پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به مدينه و استقبال از حضرت و پيدا شدن پايگاهى امن براى مسلمين، روز به روز عده ى مسلمانان زيادتر شد. سرعت پيشرفت به حدى بود كه گروه گروه و گاهى تمامى يك قبيله مسلمان مى شدند. از اطراف و اكناف نيز خدمت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله مى رسيدند و اسلام را مى پذيرفتند. بدين ترتيب تركيب جمعيت مسلمين تغييرى اساسى يافت، و شامل مشركين و يهود و نصاراى تازه مسلمان شد و قبايل و گروههاى گوناگونى را در بر گرفت. در ميان اين عده، بعضى از روى تبعيّت از رؤساى قبائل و عده اى به قصد شركت در جنگها و به دست آوردن غنائم و برخى براى كسب موقعيّتهاى اجتماعى و امثال آن مسلمان مى شدند. آنگاه كه جنگهاى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بالا گرفت و مسلمين در جنبه هاى اجتماعى و نظامى قوت گرفتند و در جنگها فاتح شدند، افراد زيادى به عنوان حفظ جان و مال خود مسلمان شدند، و عده اى هم خود را به اكثريت ملحق كردند تا رسوا نشوند. البته مسلمانان مخلص و فداكار بسيار بودند، و همانها بودند كه مانع كارشكنيهاى منافقين و هوسرانيهاى دنياپرستان مى شدند. مسلمين پس از فتح مكه [ بحارالأنوار: ج 21 ص 91 تا 185. ] پس از فتح مكه به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله، اين وضع پيچيده تر شد. در اين فتح بزرگ، كه طومار بت پرستى و شرك به دست پيامبر و اميرالمؤمنين صلوات اللَّه عليهما وآلهما در هم پيچيده شد، با اعلان عفو عمومى از سوى آن حضرت، بسيارى از آنان كه تا ديروز در جنگها شمشير بر روى مسلمين مى كشيدند داخل جرگه ى مسلمانان شدند، و بدين ترتيب اجتماع مسلمين شكلى تازه به خود گرفت. |
|