تاریخ امروز: چهارشنبه, 03 خرداد 1391

ویژه نامه ها

غديريه ابوالنجيب طاهر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   
شنبه, 04 دی 1389 ساعت 12:27
شعراء غدير در قرن 05
غديريه ابوالنجيب طاهر درگذشته401
عيد فى يوم " الغدير " المسلم و انكر العيد عليه المجرم

و انكر العيد عليه المجرم و انكر العيد عليه المجرم

-آنكه در برابر حق تسليم است، روز غديريش عيد است، اما مجرم تبهكار در عناد و انكار.

- اى منكران روز غدير و آنچه رسول مختار در غدير خم اعلان كرد مرگ بر شما باد!

- خداى تعالى كه شوكتش بلند باد، آيتى فرستاد، " امروز آئين شما را به كمال رساندم.

-و نعمت هدايت را بر شما تمام فرمودم " آرى نصب امام، از نعمت بخشى خداست بر انام.

شرح حال شاعر

ابو نجيب، شداد بن ابراهيم بن حسن جزرى ملقب به " طاهر " از شعراى اهل بيت است كه در رشته هاى مختلف شعر به نظم گهر پرداخته و بر شاخسار سخن سرود شادى ساز كرده، با احساسى رقيق و عباراتى رشيق و مضامين ژرف و عميق.اشعار آبدارش در ديوانى گرد آمده است.

ابن شهر آشوب در " معالم العلماء" گويد: از شعراء با شهامت اهل بيت است كه بى پروا از فتنه دشمنان، نداى ولايت در داده و به ستايش اين خاندان زبان گشاده است.

و در " معجم الادباء " ج 4 ص 261 گويد: از شعراء عضد الدوله فرزند بويه است مهلبى را هم ثنا گفته: شعرش دقيق و اسلوبش لطيف بود.در سال 401 درگذشته از جمله شعراو:

- اگر آدميزاده از امكانات خود خوشنود نباشد و كار نيكى به فرجام نياورد.

- او را واگذار كه رسم تدبيرنداند، يك روز خندان است و در برابر سالى گريان.

و از جمله شعر او:

- اى گروه صوفيان اى شريرترين گروهان كيشى پديد آورديد ناستوده و پليد.

- آيا خداوند عزت در قرآن فرمود كه چون چارپايان بخوريد و رقص كنان جفتك بيندازيد؟

و همو گويد: قلت للقلب: ما دهاك ابن لى

قال لى: بايع الفرانى فرانى ناظراه فيما جنت ناظراه

او دعانى امت بما او دعانى

- به دل گفتم: از چه آشفته بر گو گفت: خباز پسرى تارو پودم دريد.

- جادوى چشمانش جان مرا خسته، دلش بجوئيد تا قلب مرا شفا بخشد يا واگذاريد كه با درد خود بميرم.

و نيز گفته:

- سرزمين خدا وسيع است و نعمت دنيا فراوان.

- بآنهاكه تن به خوارى داده بر خاك راه نشسته اند بر گو: سبكبال بار سفر بنديد.

و نيز گفته:

- راى مرا بر هم زديد، از آنروز كه از ديده ام پنهان شديد روى خوش نديدم تا بازگشتيد.

- شما را با شور و شيدائى من كارى نباشد، بهر چشمى بنگرم، ممكن نيست بهتر از شما بيابم با نگاه مهرآميز ويا با نفرت و خشم.

و نيز در ج3 ص 194 " معجم الادباء " گويد: ابو نجيب شاعر گفت: من بيشتر اوقات، در ملازمت وزير ابو محمد مهلبى "درگذشته سال 352 "بودم، روزى جامه هاى خود راشسته و بر روى بند نهاده بودم تا خشك شود، وزير، چاكرى در پى من فرستاد من عذر آوردم، عذر مرا نپذيرفت و با اصرار مرا به حضور خواند، بدو نوشتم:

- چاكرت در زير بند عريان است، گويا - و خدا نكند - شيطان است.

- جامه مى شويد كه چرك و فرسودگى در آن شريك ملك است به هيچ وجهى جدا نمى شود، گويا وطن كرده است.

- جامه كه از دين و آئينم فرسوده تر است، اگر مرا دينى باشد، آنچنانكه مردم را چند دين است.

- اين حال و روزگار من بود، قبل از اينكه احسانت دست مرا بگيرد.

- هر كه مرا بيند، روى گرداند و گويد - البته هر سخنى را دلائلى در ميان است:

- اين مرد كه تار و پودى از بافته عنكبوت بر تن دارد، آدميزاد است؟ وزير، برايم جبه فرستادبا يك عمامه و شلوار باضافه 500 درهم سيم.

" كتبى " در " فوات الوفيات " ص 167 به شرح حال او پرداخته و گويد: "شاعرى است كه ابو محمد مهلبى: وزير معز الدوله را ثنا گفته و هم عضد الدوله را، وفاتش در حدود سال 400 هجرى است " و بعد شمه اى از ابيات او را نقل كرده.

و نيز در ص 132 ضمن ترجمه وزير مهلبى، داستان رخت شوئى مزبور را كه ما از " معجم الادباء" آورديم بازگو نموده است.

ترجمه حال شاعر، در " دائره المعارف بستانى " ج2 ص 360 نيز مذكور است.مصادر سه گانه كه ياد شد، متفقا " ابو نجيب " را كنايه " شداد بن ابراهيم " دانسته اند كه با لقب " طاهر " معروف بوده، در اين صورت، تنها پاى يكتن در ميان است، نه دو تن چنانكه سرورمان " امين " در كتاب " اعيان الشيعه " پنداشته:يكبار در ج 1 ص 389 شاعر نامبرده را با نام كوچك " شداد " ياد كرده و گويد: در حدود سال 400 فوت كرده و دگر بارش در ج 1 ص 411 با نام بزرگش با نام بزرگش " ابو نجيب طاهر جزرى "و گويد: عصر زندگى او ناشناخته است.

صاحب " دميه القصر " در ص 50،اين شعر را از شاعر نامبرده ياد مى كند:

- بنگر به " ابن شبل " كه در عشقبازى چسان كامياب است، پيوسته قلب دگران بدو مشتاق است.

- اينك دلهاى زنان سرخوش رويش كه بديگران نپردازند، ديروز، چشم مردان شيفته رخسارش، گويا از زنان بيزارند.

عشقوه امرد و التحى فعشقنه الله اكبر ليس يعدم عاشقا
الله اكبر ليس يعدم عاشقا الله اكبر ليس يعدم عاشقا

- بى ريش بود و مردان دلباخته اش، ريش بر آورده وزنان عاشق شيدايش الله اكبر ازين رونق بازارش!

ثعالبى هم در " تتميم يتيمه الدهر " ج 1 ص 46 به ياد او پرداخته و از قصيده اى كه در ستايش سيف الدوله على بن عبد الله، درگذشته سال 356 سروده اين سه بيت را برگزيده:

و حاجه قيل لى نبه لها عمرا و نم. فقلت: على قد تنبه لى

و نم. فقلت: على قد تنبه لى و نم. فقلت: على قد تنبه لى

- نيازى داشتم، گفتند: چاره اش بيدار كردن عمر است، بعد از آن راخت بخواب.گفتم على خود بيدار من است.

- دو على دارم كه در دنيا و آخرت حاجت من از دست آنها رواست.

- " على بن عبد الله " گل بوستان من، و " على امير المومنين " سرور و سالار من.

و از شعر ديگرش:

- به آسمان ننگرى كه سيلاب اشكش روان گشته، نيشخند رعد و برق با او در مزاح است؟

- كمان رنگينش از دور پيداست، و پندارى بر لب بام است.

- گويا طاقى است از عقيق سرخ و طاق دگراز فيروزه نيلگون.در وسط طاقى از زرناب است.

اضافات چاپ دوم:

ابن خلكان هم قسمتى از شعر او را در " وفيات الاعيان " ج 2 ص 236، به نقل از دميه القصر آورده و احساس او را مى ستايد.
 

افزودن نظر


مطالب برگزیده سایت

تبلیغات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ (1) وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2) لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ(4) سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر(5)

کلام روز

برگزاری مراسم بيست‌ و نهمین سالروز شهادت
«محمد بروجردي مسیح کردستان»
و ناگفته های ؛ دل سوخته مادر شهید بروجردی در ادامه مطلب
سالروز شهادت «محمد بروجردي»
روز پنج شنبه 28 ارديبهشت ماه همزمان با بيست ‌و نهمین سالروز شهادت سرلشكر پاسدار شهيد «محمد بروجردي»، مراسم نکوداشتی از ساعت 20 تا 22/30 در میدان سپاه خیابان پادگان ولی عصر"عج" حسینیه فاطمه الزهرا"س" با حضور خانواده شهيد، فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس برگزار مي‌شود.
ادامه مطلب...

ویژه نامه عید غدیر خم

مفاد حديث غدير خم
غدير و شعر و شعراء
غديريه اميرالمومنين على ع
غديريه حسان بن ثابت انصارى
غديريه قيس بن سعد 1
غديريه قيس بن سعد 2
غديريه عمرو بن عاص 1
غديريه عمرو بن عاص 2
غديريه عمرو بن عاص 3
غديريه محمد حميرى
اشعار ابو مستهل كميت
غديريه هاي سيد حميرى 1
غديريه هاي سيد حميرى 2
اشعار و قصيده عبدى كوفى
اشعار ابو تمام طايى
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 1
اشعار و قصائد دعبل خزاعى 2
غديريه ابو اسماعيل علوى
غديريه وامق مسيحى
عربده هاى تعصب جاهليت
غديريه ابن رومى
غديريه افوه حمانى
نقد کتاب عقد الفريد
نقد کتاب انتصار
نقد کتاب ابن حزم اندلسي
نقد کتاب ملل و نحل
نقد کتاب منهاج السنه
يك ايراد مردود به آيه ولايت
اسلام و وحدت مسلمين
غديريه افوه حمانى
محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه
اتهامات يک مستشرق
اتهامات موسي جارالله
اشعار ابن الطباطبا اصفهانى
اشعار ابن علويه و كسرى
اشعار المفجع
اشعار ابو القاسم صنوبرى
اشعار قاضى تنوخى
اشعار ابوالقاسم الزاهى
اشعار امير ابو فراس الحمدانى
غديريه ابوالفتح كشاجم
غديريه ناشى صغير
غديريه بشنوى كردى
غديريه صاحب ابن عباد
غديريه جرجانى
غديريه ابن حجاج بغدادى
غديريه ابو العباس ضبى
غديريه ابو رقعمق انطاكى
غديريه ابو العلاء سروى
غديريه ابو محمد عوني
غديريه ابن حماد عبدى
غديريه ابوالفرج رازى
غديريه جعفر بن حسين
غديريه ابوالنجيب طاهر
غديريه شريف رضى
ساير غديريه ها 1
ساير غديريه ها 2
ساير غديريه ها 3
ساير غديريه ها 4

کتابخانه تاریخ اسلام

منوی کاربري