| غديريه ابو محمد عوني |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| شنبه, 04 دی 1389 ساعت 12:22 | |||
|
صفحه 1 از 5 شعراء غدير در قرن 04
امامى له يوم الغدير اقامهغديريه ابو محمد عوني نبى الهدى ما بين من انكر الامرا - پيشواياى من صاحب افتخار " روز غدير " است رهبر هدايت او را در ميان منكران بپا داشت. - هنگامى كه دست او را برافراشت، خطبه اى بر خواند و پس از ستايش كرد كار آشكارا گفت: - اين مرتضى شوهر فاطمه على است كه به داماديم سرافراز است.و چه خوب دامادى است. - وارث علم من است و جانشين بعد از من.از دشمنانش به سوى خداى گريزانم. - شنيديد؟ پذيرفتيد؟ سخنم را فهم كرديد؟ همه گفتند: در هيچ كارى راه خلاف نپوئيم. - شنيديم و پذيرفتيم.اى مرتضاى پسنديده از ناحيه ما خاطر آسوده دار.ولى نيرنگ زدند. در همين قصيده به حديثى كه در جلد دوم ص 288 گذشت چنين اشاره مى كند: - در خبرى كه از مصطفى رسول خدا به صحت پيوسته، شكى ندارد كه مورد ترديد قرار گيرد. - فرمود: چون به آسمانها بالا شدم، مشاهده كردم فرشتگان با گوشه چشم نگرانند - سوى شخصى كه ميان من و او پرده افتاد، به خاطر عظمتى كه از او در خاطر نشست. گفتم دوست من جبرئيل اين كيست كه فرشتگان بدو خيره شده اند؟ گفت بشارتت باد. - گفتم بشارت چيست؟ و اين كيست؟ گفت على همان مرد پسنديده كه خدايش بافتخارات بركشيد. - بدين خاطر، فرشتگانش مشتاق ديدار شدند، و خدايش با اين صورت نمودار ساخت. - رسول خدا مشتاقانه سوى او شتافت و چهره چون گلش را بشناخت.
|
|