| غديريه جرجانى |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||||||
| شنبه, 04 دی 1389 ساعت 12:15 | |||||||
صفحه 1 از 2 شعراء غدير در قرن 04
اما اخذت عليكم اذ نزلت بكمغديريه جرجانى درگذشته 380 تقريبا غدير خم عقودا بعد ايمان - و بعد از آن سوگندها، پيمان نگرفتم از شما در " غدير خم ". - آنجا كه بازوى على راافراشتم: همان كه سرور عرب و زبده نژاد عدنان است؟ - گفتم - و خدايم فرموده بود: " كوتاهى نكنم و سخن در پرده نگويم ". - على است سرور آنان كه من سرورشان باشم، چه نهان و آشكارم با او يكى است. او پسر عم و صاحب منبر و برادر و وارث من است نه اصحابم و نه ديگران. - منزلت او، گرش با خود قياس گيرم، منزلت هارون است به موسى پسر عمران و در مناقب ابن شهر آشوب ج 2 ص 203 شعر ديگرى از او آورده: و غدير خم ليس ينكر فضله الا زنيم فاجر كفار -افتخار روز غدير رامنكر نشود جز بد نام و يا بدكار ناسپاس. - مگر در بابل، خورشيدبه خاطر كى برگشت؟ برو تحقيق كن و درياب - بار ديگر هم خورشيد به احترام او بازگشت، و آن در روزگار مصطفى بود كه اختيارش فراوان است. - او همه افتخارات را صاحب گشته، از اين رو ثنا و ستايش او از قلمرو شعر واحساس شاعران بيرون است.
|
|