| غديريه صاحب ابن عباد |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| شنبه, 04 دی 1389 ساعت 12:13 | |||
|
صفحه 1 از 10 شعراء غدير در قرن 04
قالت: فمن صاحب الدين الحنيف اجب؟غديريه صاحب ابن عباد 358 -326 فقلت: احمد خير الساده الرسل. گفت: پس - صاحب آئين اعتدال كه بود؟ برگو گفتم: احمد. سرخيل و سالار رسولان. گفت: بعد از او كيست كه از جان و دل راه طاعتش گيرى؟ گفتم: وصى كارگزارش كه خيمه بر زحل افراشته. گفت: بر فراش رسول كه خفت تا برخى او گردد؟ گفتم: آنكه در طوفان حوادث از جاى نجنبيد. گفت: رسول خدا دست كه را به عنوان برادر خواندگى با اشتياق فشرد؟ گفتم:همان كه خورشيد به هنگام عصر به خاطراو بازگشت قالت: فمن زوج الزهرا فاطمه. فقلت: افضل من حاف و منتعل. گفت: فاطمه كه زهره زهرا بود، با كه جفت شد؟ گفتم: برترين جهانيان: از پا برهنه و چكمه پوش. گفت: دو سبط پيامبر كه از شرف سر به آسمان سودند، زاده كه بودند؟ گفتم: همان كه در ميدان فضيلت گوى سبقت ربود. گفت: افتخار جنگ بدر نصيب كه گشت؟ گفتم: آنكس كه بيشتر بر فرق دشمنان كوبيد. گفت: در جنگ احزاب شيرژيان كه بود؟ گفتم: كشنده " عمرو " دلاور بود. گفت: پس در جنگ " حنين " كه بريد و دريد؟ گفتم: آنكس كه مشركين را در يك لحظه درو كرد. گفت: براى تناول مرغ بريان حضور چه كس آرزو بود؟ گفتم: همان كه نزد خدا و رسول مقرب و محبوبتر بود. قالت: فمن تلوه يوم الكساء اجب. فقلت: افضل مكسوو مشتمل. گفت: كدام كس در سايه عبا همتاى رسول گشت؟ گفتم برترين عالميان از گليم دوش و خز پوش. قالت: فمن سار فى يوم الغدير ابن فقلت: من كان للاسلام خير ولى. گفت: در روز " غدير "چه كس سرورى يافت؟ گفتم: آنكه براى اسلام بهترين ياور بود. گفت: سوره " هل اتى " كه نازل شد چه كسى تشريف يافت؟ گفتم: آنكه عطا بخشش از همه فزون بود. گفت: دست كه در ركوع نماز با انگشترى به سوى سائل دراز گرديد؟ گفتم: دست كسى كه محكمتر نيزه به سينه دشمنان كوبيد. گفت: پس آن كه آتش دوزخ را تقسيم كند كيست؟ گفتم: آن كه شرار انديشه اش، از شعله آتش گيراتر است. گفت: رسول پاك مطهر،در مباهله كه را همراه برد؟ گفتم: آن كه در سفر و حضر همسنگ و همتاى او بود. گفت: پس چه كسى از ميان امت شبيه هرون بود؟ گفتم: آن كه در آشوب و فتن نلغزيد و از پاى نماند. گفت: پس شهر علم را چه كسى در بود؟ گفتم: آن كه نيازمند دانشش بودند و خود نيازمند نبود. گفت: قاتل " ناكثين " بيعت شكن كه بود؟ گفتم: جنگ جمل پرده گشاى اين راز است. گفت: با " قاسطين " بيدادگر كه نبرد كرد؟ گفتم: دشت صفين را بنگر كه صحنه عمل بود. گفت: " مارقين از دين " را چه كس تيغ بر سر كوفت؟ گفتم: روز نهروان معنى آن آشكار گشت. گفت: به روز رستاخيز، شرافت حوض كوثر از كيست؟ گفتم: آنكه خاندانش شريفيترين خاندانهاست. گفت: پس " لواى حمد" را كه بر دوش خواهد كشيد؟ گفتم: همان كه از نبرد نهراسيد. - گفت: تمام اين مزايا در يك نفر جمع بود؟ گفتم: آرى در يك نفر. - گفت: كيست؟ نامش بر گو گفتم: امير المومنين على.
|
|