| گلستان بقیع ؛ شعری از محمد حسین بهجتى |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| جمعه, 08 مهر 1390 ساعت 14:41 | |||
|
بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را ... درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را ؛ بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد ... شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد ؛ درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا ... نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا .
![]() گلستان بقیع ؛ شعری از محمد حسین بهجتى بشکند دستی که ویران کرد این گلخانه را درعزا بنشاند او ، شمع و گل و پروانه را بشکند دستی که هتک حرمت این خانه کرد شیعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد درون قلب جهان ، انقلاب گشته بیا نفس ، بدون تو همچون عذاب گشته بیا نظاره کن به فرا سوی مدینه و ببین حرم به دست حرامی خراب گشته بیا این گلستان نبیّ بار دگر ویران شده چشمهای منتقم ، بار دگر گریان شده بعد تخریب بقیع و این ستم در آن دیار گشت روشن ، از چه قبر فاطمه پنهان شده
|
|