
تعاريف و اصطلاحات حديثى
از آنجا كه در بيشتر مباحث كتاب از اصطلاحاتى پركاربرد؛ همچون حديث ، روايت ، سنت و... استفاده شده است ، پيش از پرداختن به فصل چهارم كتاب كه به تفصيل به آشنايى با اصطلاحات حديث پرداخته است ، به بررسى تعاريف آنها در آغاز اين فصل مى پردازيم :
حديث
(حديث ) در لغت به معناى هر چيز نو وتر و تازه است . بر اين اساس به شخص كم سن و سال ((حديث السن )) و به نوجوان ((شاب حدث )) گفته مى شود.
حدث در روايت انما قلب الحدث كالاءرض الخالية ، ما اءلقى فيها من شى ء قبلته ؛ همانا دل نو رسته بسان زمين خالى است كه هر چه در آن گذارده شود، پذيرا مى گردد.
به همين معناى لغوى آمده است . و اطلاق حديث به خرماى تر و تازه نيز بر همين اساس است .
واژه حديث با توجه به عنصر معنايى خود (= ترى و تازگى داشتن ) دو كار كرد لغوى دارد كه عبارتند از: گفتار و رخداد.
به (گفتار) از آن جهت حديث مى گويند، كه به خاطر صدور تدريجى ، هر بند و بخش آن نسبت به گذشته از ترى و تازگى برخوردار است .
در آيه ذيل (حديث ) به معناى گفتار آمده است : و اذ اءسر النبى الى بعض اءزواجه حديثا و چون پيامبر با يكى از همسرانش سخنى نهانى گفت .
و آيه فما لهؤ لاء القوم يكادون يفقهون حديثا (آخر) اين قوم را چه شده است كه نمى خواهند سخنى را (درست ) دريابند.
و اطلاق حديث بر قرآن در آياتى ؛ نظير (فلياءتوا بحديث مثله ) پس سخنى مثل آن بياورند.
و آيه اءفمن هذا الحديث تعجبون . آيا از اين سخن عجب داريد؟
بدين جهت است كه قرآن افزون بر برخوردارى از مقوله گفتارى ، از ترى و تازگى ويژه اى نيز برخوردار است .
و اطلاق حديث به (رخدادها) نيز به خاطر صدور تدريجى و نوبه نو شدن آنها در مقايسه با رويدادهاى پيشين است و اطلاق احاديث بر روزهاى مشهور كه در دوران جاهليت و در ميان اعراب مرسوم بود، ناظر به همين معناست .
و (حديث ) در آيه : (هل اءتاك حديث الغاشية ) آيا خبر غاشيه (= فراگيرنده ) به تو رسيده است ؟و نيز آيه (فجعلناهم احاديث ) پس آنها را حكايت ها گردانيديم . به همين معنا آمده است .
به رغم آن كه حدث شايع ترين و پركاربردترين اصطلاح در علم حديث است ...
از آنجا كه در بيشتر مباحث كتاب از اصطلاحاتى پركاربرد؛ همچون حديث ، روايت ، سنت و... استفاده شده است ، پيش از پرداختن به فصل چهارم كتاب كه به تفصيل به آشنايى با اصطلاحات حديث پرداخته است ، به بررسى تعاريف آنها در آغاز اين فصل مى پردازيم :
حديث
(حديث ) در لغت به معناى هر چيز نو وتر و تازه است . بر اين اساس به شخص كم سن و سال ((حديث السن )) و به نوجوان ((شاب حدث )) گفته مى شود.
حدث در روايت انما قلب الحدث كالاءرض الخالية ، ما اءلقى فيها من شى ء قبلته ؛ همانا دل نو رسته بسان زمين خالى است كه هر چه در آن گذارده شود، پذيرا مى گردد.
به همين معناى لغوى آمده است . و اطلاق حديث به خرماى تر و تازه نيز بر همين اساس است .
واژه حديث با توجه به عنصر معنايى خود (= ترى و تازگى داشتن ) دو كار كرد لغوى دارد كه عبارتند از: گفتار و رخداد.
به (گفتار) از آن جهت حديث مى گويند، كه به خاطر صدور تدريجى ، هر بند و بخش آن نسبت به گذشته از ترى و تازگى برخوردار است .
در آيه ذيل (حديث ) به معناى گفتار آمده است : و اذ اءسر النبى الى بعض اءزواجه حديثا و چون پيامبر با يكى از همسرانش سخنى نهانى گفت .
و آيه فما لهؤ لاء القوم يكادون يفقهون حديثا (آخر) اين قوم را چه شده است كه نمى خواهند سخنى را (درست ) دريابند.
و اطلاق حديث بر قرآن در آياتى ؛ نظير (فلياءتوا بحديث مثله ) پس سخنى مثل آن بياورند.
و آيه اءفمن هذا الحديث تعجبون . آيا از اين سخن عجب داريد؟
بدين جهت است كه قرآن افزون بر برخوردارى از مقوله گفتارى ، از ترى و تازگى ويژه اى نيز برخوردار است .
و اطلاق حديث به (رخدادها) نيز به خاطر صدور تدريجى و نوبه نو شدن آنها در مقايسه با رويدادهاى پيشين است و اطلاق احاديث بر روزهاى مشهور كه در دوران جاهليت و در ميان اعراب مرسوم بود، ناظر به همين معناست .
و (حديث ) در آيه : (هل اءتاك حديث الغاشية ) آيا خبر غاشيه (= فراگيرنده ) به تو رسيده است ؟و نيز آيه (فجعلناهم احاديث ) پس آنها را حكايت ها گردانيديم . به همين معنا آمده است .
به رغم آن كه حدث شايع ترين و پركاربردترين اصطلاح در علم حديث است ...
جهت مطالعه از منوی کتابخانه حدیث و کلام استفاده فرمایید
حديث و کلام






