| غزل 3 ؛ جان جهان - به تو دل بستم و غير تو كسى نيست مرا |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| شنبه, 08 بهمن 1390 ساعت 00:16 | |||
|
غزل 3 ؛ جان جهان - به تو دل بستم و غير تو كسى نيست مرا
![]() - به تو دل بستم و غير تو كسى نيست مرا ... جُز تو اى جان جــــهان، دادرسى نيست مر - عاشق روى تــوام، اى گل بى مثل و مثال ... به خدا، غير تو هــرگز هــــوسى نيست مر - بـــا تو هستم، ز تو هرگز نشدم دور؛ ولى ... چه توان كرد كه بانگ جــــرسى نيست مر - پــــرده از روى بينداز، به جان تـــــو قســم ... غيـــر ديــــدار رخت مـــلتمسى نيست مر گر نباشى بـــرم، اى پـــردگى هرجـــــايى ارزش قدس چـــو بـــال مگسى نيست مر مــــده از جنت و از حــــــور و قصورم خبرى جز رخ دوست نظر سوى كسى نيست مر
|
|