
| جزئيات دانلود |
![]() |
||||||||||||||||||||||||||||
ترجمه غرر الحكم و درر الكلم جلد اوّلنویسنده : سيد هاشم رسولى محلاتى بسمه تعالى پيشگفتار بعد الحمد و الصلاة، چنين گويد بنده عاصى سيد هاشم بن السيد حسين الحسينى المحلاتى: اين حقير از حدود سى سال پيش كه توفيق تأليف و جمع آورى روايات مختلف را در تأليفات خود پيدا كردم ، پيوسته نياز به كتاب نفيس غرر الحكم پيدا مى كردم، و متأسفانه تنظيم كتاب به گونه اى بود كه پيدا كردن حديث در باره موضوعات مختلف اخلاقى و غيره بسيار دشوار بود، يعنى مؤلف عاليقدر و بزرگوار رضوان اللَّه عليه آن را از روى حروف اول حديث تنظيم كرده، و از اين رو بسيار اتفاق مى افتاد كه براى يافتن يك حديث در باره موضوعاتى چون حسد و تكبر و حرص، و يا در مدح ايثار و توكل و امثال آن مجبور مى شدم تمامى كتاب را ورق بزنم، تا اين كه اوايل پيروزى انقلاب با خبر شدم كه چاپ هفت جلدى كتاب با شرح محققانه مرحوم علّامه آقا جمال خوانسارى (ره) و تصحيح و مقدمه استاد فقيد سيد جلال الدين محدث ارموى چاپ شده كه پس از تهيه مجلدات مزبور متوجه شدم كه تا حدودى اين نقيصه را مرحوم محدث با تنظيم فهرستى به ترتيب موضوعات در جلد جداگانه اى كه به صورت جلد هفتم كتاب در آمده بر طرف ساخته، و اين حقير در تأليفات بعدى خود مانند چهل حديث و غيره از اين فهرست استفاده بسيارى بردم، فللّه درّه و عليه اجره ولى با اين حال فهرست مزبور نيز خالى از نقص و ايراد نبود مانند اين كه: 1- در كلمات طولانى امام عليه السّلام تنها به نقل قسمت اول آن اكتفا كرده و با گذاردن چند نقطه و ذكر شماره جلد و صفحه اكتفا كرده و دنباله حديث را نياورده. 2- كلمات با حروف ريز و بدون اعراب نقل شده. 3- بسيارى از احاديث مربوطه از قلم افتاده و ذكر نشده و يا تكرار شده. 4- بسيارى از حديثهايى كه در باب هاى فهرست ذكر شده، مربوط به آن باب نبوده و ذكر آنها در بابهاى ديگر مناسب و يا لازم بوده كه از اين جهت غفلت شده. 5- بسيارى از بابها از قلم افتاده و حديث هاى آن بدون باب و عنوان ذكر شده و به هم ريختگى هاى ديگرى كه ما تلاش فراوانى در رفع آنها كرديم. و البته فهرست مزبور چون به دست شاگردان آن مرحوم تنظيم شده است اين گونه اشكالات و نقص ها چندان دور از انتظار نبوده، گذشته از اين كه در تنظيم فهرست بيش از اين هم كه روايات را بصورت اجمالى و بدون اعراب نقل كنند انتظارى نمى رفت. و اما شرح و ترجمه مرحوم علامه بزرگوار آقا جمال خوانسارى قدّس سرّه با اين كه بسيار علمى و محققانه نوشته شده و حكايت از تبحّر و احاطه وسيع اين عالم جليل القدر به علوم و معارف عاليه اسلامى دارد، و نسبت به ترجمهها و شرح هاى ديگرى كه بر آن نگاشته اند جامعتر و كاملتر و شايد قابل مقايسه نيست، ولى با اين حال اين شرح و ترجمه نيز خالى از اشكال نبود كه مهم ترين آن قلم سنگين و بكار بردن واژهها و اصطلاحاتى بود كه براى نسل امروز قدرى نا مأنوس مى نمود، و مقيّد بودن آن مرحوم به ترجمه تحت اللفظى كلمات و احاديث كتاب، كه فهم آن براى عوام مردم و آنها كه با ادبيات عرب و پارسى نا آشنا هستند كار بسيار مشكل و دشوارى بود. از اين رو اين جانب از دو سال پيش در صدد بودم اگر فرصتى بدست آمد و خداى عز و جل توفيقى عنايت كرد، و اجل مهلت داد، فهرست مزبور را تكميل كرده و نقصهاى آن را در حدّ وسع و توان بر طرف نموده، و پس از اعراب گذارى با قلمى روان و ساده آن را ترجمه نموده و در اختيار همميهنان عزيز قرار دهم، شايد از اين رهگذر عنايتى از سوى صاحب اين سخنان دربار، و بيان كننده اين كلمات آموزنده و انسان ساز: سرور اوليا و سيد اوصياء حضرت امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه الصلاة و عليه السلام به اين رو سياه گنهكار بشود، و در روز وا نفساى قيامت وسيله اى براى جلب شفاعت آن بزرگوار از اين حقير بى مقدار باشد. متأسفانه مشاغل گوناگون از يك طرف، ضعف قواى بدنى و عوارض سنّى و بيمارى از سوى ديگر، اين فرصت را به دست نمىداد، و گاهى هم كه به فكر شروع كار مىافتادم دور نمايى بس دشوار و راهى پر نشيب و فراز و طولانى در برابر ديدگانم مجسم مىشد كه موجب انصراف مىگشت. تا اين كه ايام نوروز سال 1377 و تعطيلات نوروزى پيش آمد، و فرصت خوبى براى شروع كار پيدا شد و با تكيه بر الطاف الهى و توفيقات ربّانى كه همواره شامل حال اين رو سياه بوده دست به كار شدم و به راستى عنايات و توفيقات الهى «من حيث لا احتسب» به كمك و يارى آمد، و خيلى زودتر از آنچه فكر مىكردم توفيق انجام آن را يافتم و تمامى كتاب در مدتى كوتاهتر از چهار ماه ترجمه و اعراب گذارى و آماده چاپ گرديد كه خداى سبحان را بر اين توفيق بزرگ سپاسگزارى مىكنم. و اينك چند جمله در باره كتاب و مؤلف بزرگوار آن. شرح حال كوتاهى از مؤلف مؤلف كتاب غرر الحكم، عالم بزرگوار و محدث عالى مقام، قاضى ناصح الدين ابو الفتح عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى ملقب به سيد ناصح الدين از علماء قرن پنجم هجرى و متوفاى سال 510 هجرى قمرى است، و مرحوم ابن شهر آشوب متوفاى سال 588 از ايشان اجازه نقل روايت داشته، و معاصر سيد رضى، و سيد مرتضى و شيخ طوسى بوده است. و «آمد» چنانچه از قاموس و تقويم البلدان نقل شده، شهرى است ميان دجله و فرات. بزرگانى همچون ابن شهر آشوب و علامه مجلسى (ره) و محدث نورى و صاحب كتاب روضات الجنات و محدث قمى (ره)، مؤلف بزرگوار را ستوده، و كتاب او را از كتب معتبره دانسته و در كتاب هاى مرحوم مجلسى و محدث نورى و ديگران روايات زيادى را از اين كتاب نقل كرده اند. كه از آن جمله از معاصرين مرحوم خيابانى در كتاب ريحانة الادب در باره آن بزرگوار چنين گويد: «آمدى، عبد الواحد بن محمّد بن محفوظ بن عبد الواحد تميمى آمدى، عالم فاضل محدّث قاضى شيعى امامى مكنّى به ابو الفتح و ملقّب به سيّد ناصح الدين مؤلّف كتاب غرر الحكم و درر الكلم در كلمات حكميّه مرتضويّه علويّه كه آقا جمال خوانسارى سالف الترجمه شرحش كرده، و ابن شهر آشوب متوفّى در سال 588 ه. در روايت كتاب مذكور از مؤلّفش اجازه داشته، و در بحار الانوار نيز از آن كتاب روايت كرده، و به خود آمدى و كتاب مذكور او كه در بمبئى و قاهره و مصر چاپ شده اعتماد مى نمايد، و آمدى در سال پانصد و دهم هجرت (510 هجرى قمرى) وفات يافت و بعضى كه او را از عامّه پنداشتهاند به خطا رفته اند». و اما در مورد كتاب غرر الحكم مؤلف بزرگوار در اين كتاب قريب يازده هزار حديث از سخنان كوتاه و كلمات قصار امير المؤمنين عليه السّلام را گرد آورى كرده و به راستى زحمت فراوانى در اين راه كشيده و اين كلمات را كه به گفته ارباب تراجم بيش از چهار هزار بيت - در اصطلاح گذشتگان - مى باشد از روى كتابه اى بسيارى جمع آورى و گرد آورده، و در آغاز و خطبه كتاب چنين فرموده: «شكر و سپاس معبودى را كه سزاست كه به همراهى توفيق ما را به جادّه طريق معرفت خويش رهنما گرديده، و به سبب آراستگى ما به زيور توحيد او ما را بر همه بندگان ديگر مزيّت بخشيده، حمد مى كنم او را بر نعماى جداگانه و آلاى توامانش، حمدى كه قاصر باشد از وصول به نهايت آن انديشه هاى جهانيان، و عاجز ماند از شمردن آحاد آن دريافت هاى عالميان. و گواهى مى دهم كه نيست معبودى مگر خدا، تنهاست، نيست انبازى از براى او، مثل گواهى كسى كه گويا باشد به راستى زبانش، و پر باشد از اعتقاد به حق، دل اخلاص نشانش. و گواهى مىدهم كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله برگزيده اوست از ميان ساير عباد، و رسول دعوت كننده به راه راستى و سداد، فرستاده است او را به رسالت در حالتى كه همگى امّتان پيرو مذاهب باطله بودند و تابع يكديگر در گمراهىها. پس به راهنمايى پيغمبر خود صلوات اللَّه و سلامه عليه و آله شناسانيد به ايشان راههاى واضح دين را، و روشن كرد از براى ايشان پلّههاى يقين را، تا اين كه روشن گشت حق و درخشان گرديد، و هلاك شد باطل و كشته شد. درود و رحمت الهى باد بر آن حضرت و بر آل و اهل بيت او كه برگزيدگان نيكوكارند، و بر صحابه او كه برگزيده شدگان نيكوكردارند، رحمتى كه منقطع نشود در اوقات شب و ساعات روز. بعد از حمد و صلاة : گفته است اسراف كننده بر نفس خود محتاج به رحمت ربّانى عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد آمدى تميمى- خوشنود باد از او خدا- پس به درستى كه باعث بر تخصيص فوايد اين كتاب و تعليق آنها و جمع كلمات آن و تنميق آنها، چيزى است كه شاد گشته به آن ابو عثمان جاحظ از خود و شمرده آن را، و نوشته آن را در دفتر خود و تحديد كرده آن را، كه آن عبارت از صد كلمه حكمت است كه به اعتبار تازگى مضامين و معانى رميده از اسماع و جامع انواع انتفاعند كه آنها را جمع و ضبط كرده از حضرت امير المؤمنين عليّ بن ابى طالب عليه السّلام، پس با خود گفتم كه خدايا به فريادرس مرا... تعجّب است از اين مرد كه علامه زمان و يگانه امثال و اقران بوده است با وجود تقدّم در فنون علم و برآمدگى بر ذروه مراتب به فهم، و نزديكى او به صدر اوّل و بخش گرفتن او در فضيلت به سهم افزونتر و بهره بزرگتر، چگونه نابينا گشته از بدر منير و راضى شده از بسيار به اندك و آيا هست آنچه او ذكر كرده از جمله كلمات حكمت آيات آن حضرت مگر بعضى از كلّى، و اندكى از جلّى، و شبنمى از باران بسيار بزرگ قطرهاى، و به درستى كه من با وجود گرفتگى دل و كوتاهى مرتبه از رتبه كمال، و اعتراف به- عجز از دريافت غايت رتبه افاضل از صدرهاى پيشينيان و قصور از جريان در ميدان ايشان، و كم وزنى نسبت به اوزان آن سنجيده روشان، جمع كردم اندكى از حكمتهاى قصيره آن حضرت، و قليلى از سخنان بزرگ منزلت آن والا رتبت را، كه لال و بىزبانند ارباب بلاغت از معارضه آن، و نوميدند اهل حكمت از آوردن مثل و مانند آن. و خدا داناست كه نيستم من در اين باب مگر مانند كسى كه از دريا به كف آب بر گيرد، و مثل شخصى كه معترف به تقصير باشد، هر چند مبالغه در وصف آن نمايد، و چگونه چنين نباشد و حال آنكه آن حضرت- بر او باد درود- بود جرعه نوش از سرچشمه علم نبوى، و جمع كننده ميان هر دو پهلوى خود علم الهى را، چنانكه خود او مىفرمايد و قول او حق، و سخن او راست است به طريقى كه رسانيدهاند پيشوايان نقل «إنّ بين جنبىّ لعلما جمّا لو اصبت له حملة»، يعنى به درستى كه در ميان دو پهلوى من جا گرفته علم بسيارى كاشكى مىيافتم از براى او حاملان چند را كه تاب حمل و توانايى تحمّل آن را داشته باشند، و به تحقيق كه من به جهت اختصار انداختهام سندهاى آنچه را جمع كردهام و مرتّب ساختهام به ترتيب حروف معجم سخنان آن را، و گردانيدهام آنچه را موافق بودند با يكديگر از اواخر حكمتهاى آن حضرت، و مطابق بودند با هم از خاتمههاى كلمات آن والا رتبت مسجّع همراه يكديگر، به جهت آنكه كلام سجع انتظام جا كنندهتر است در گوشها، و گران قدرتر است در دلها و خاطرها، به جهت آنكه نفوس خواهان منظوم سخنان، و دورى گزين از منثور آنانند، تا اين كه آسان باشد حفظ و ضبط آن بر خواننده آن، و شيرين باشد لفظش در مذاق ناظر در آن و فراگيرنده از درّهاى آن، با آنكه قطع و اختصار كردهام اكثر آنها را، از بيم كلفت درازى در حالتى كه اكتفا كردهام به آنچه در آن است شفا از اندوه، و بىنيازى از براى خداوند عقل و ادب، و نام كردهام اين كتاب را «غرر الحكم و درر الحكم» در حالتى كه اميدوارم از جناب اقدس الهى حسن ثواب را، و پناه جويندهام به حضرت ايزدى از هر عيبى، و نيست توفيق مگر به خداوند عالميان، و بر اوست توكّل من و به سوى اوست بازگشت من» . و مرحوم محدث ارموى پس از تحقيق بسيارى در مقدّمه كتاب در باره آن چنين گويد: «از ملاحظه اين مقدّمه تا حدّى روشن شد كه كتاب شريف غرر الحكم و درر الكلم چه اندازه ارزش و اهميّت دارد، زيرا معلوم شد كه آن مجموعهاى از كلمات طيّبات امير المؤمنين على عليه السّلام است، و گرد آورنده و تضمين كننده صحّت آن ابو الفتح عبد الواحدى آمدى است، و شارح آن جمال الدّين محمّد خوانسارى است، كه از شمّهاى از مناقب هر يك از آن دو نفر در اين مقدّمه ياد شد، و اين وصف خود در معرّفى آن كافى است زيرا «ما وراء عبّادان قرية» يعنى بالاتر از اين وصفى در اين مورد نمىتوان ياد كرد. نظر به اين اهمّيّت، علماى اسلام از قديم الايّام تا كنون مقام آن را محفوظ داشته و استفاده از آن را مورد علاقه و پيشنهاد همّت و مطمح نظر خود گردانيده، و خلفا عن سلف يعنى پدر بر پدر و نيا بر نيا، نسخ اين كتاب را فراهم مىكرده و در دسترس استفاده خود قرار مىدادهاند. بزرگترين شاهد براى اين مطلب ملاحظه كثرت نسخ آن است زيرا چون به كتابخانههاى عمومى و خصوصى جهان و مخصوصا بلاد اسلام كه از حوادث روزگار و دستبرد تلف ايّام سالم مانده و به نسل كنونى رسيده است نظر مىكنيم مىبينيم در غالب آنها چند نسخه و يا لا اقلّ يك نسخه از آن وجود دارد، و به عبارت ديگر چون مقايسه نسخ كتاب با همديگر مىكنيم مىبينيم اين كتاب جزء دستهاى از كتب قرار مىگيرد كه مسلمانان به آنها ابراز علاقه زيادى كرده و در هر عصرى براى تكثير نسخ آنها و ابقاى آنها از پيش آمدهاى بد و آفات گوناگون، وسائلى فراهم مىكردهاند، دليل بر اين مطلب وجود نسخ عتيقه و قديمه اين كتاب شريف است كه به طور وفور در بلاد اسلامى مشاهده مىشود، و غالب اين نسخ داراى مزيّتهايى از جهت تصحيح و ترجمه و تذهيب و داشتن جلدهاى قيمتى قابل ارزش بلكه داشتن قاب چوبين و غيره مىباشد، و اين خود كشف از كثرت علاقه و فرط محبّت و ابراز قدر دانى مسلمين نسبت به آن مىكند و هو المقصود». و نيز ايشان از قول دكتر حسن مينوچهر نقل كرده كه گويد: «نسخ متعدّد خطّى از اين كتاب در كتابخانههاى معتبر تركيّه و انگلستان و فرانسه و هندوستان در آستانه قدس رضوى و مجلس شوراى ملّى و مدرسه عالى سپهسالار موجود است كه در صورت تمايل با مراجعه به فهرست كتابخانهها و بخصوص بروكلمن خصوصيّات هر نسخه معلوم خواهد شد». و اينك چند تذكر 1- هر چه در پاورقى از شارح (ره) نقل شده، منظور همان عالم جليل القدر و علامه محقق عالى مقام مرحوم آقا جمال خوانسارى رضوان اللَّه عليه است، كه مرحوم محدث ارموى در مقدمه شرح غرر الحكم در بارهاش چنين گويد: «جمال الدّين محمّد خوانسارى شارح كتاب حاضر يكى از علماى نامى و دانشمندان معروف جامعه شيعه است كه در نشر معارف حقّه و ترويج مذهب تشيّع قدمهاى بزرگى برداشته و خدمات بر جسته بسيار درخشانى را انجام داده و آثار گرانبهاى جاودانى از خود در صفحه روزگار باقى و پايدار گذاشته است. 2- در آغاز كلمات و سخنان امام عليه السّلام دو نوع شماره گذارى شده، كه يكى مربوط به شمارههاى همان بابى است كه روايات آن ذكر گرديده، و ديگر مربوط به شماره مسلسل كلمات است، و در پايان روايت نيز شماره جلد و صفحه شرح غرر الحكم مرحوم آقا جمال خوانسارى، براى كسانى كه بخواهند به اصل حديث مراجعه كنند ذكر گرديده است. 3- غرر الحكم همان گونه كه قبلا اشاره شد چاپهاى متعددى دارد، زيرا بارها در ايران، بمبئى، صيدا، مصر و سوريه به چاپ رسيده، كه به نظر ما همين چاپ هفت جلدى كه از روى چند نسخه مقابله و تصحيح شده صحيحتر به نظر رسيد و همان را متن كار و اصل قرار داديم، و اگر روايتى در جاى ديگرى مانند نهج البلاغه نيز نقل شده بود با آنها نيز تطبيق و مقابله كرديم. 4- از نظر تنظيم موضوعى، ما همان فهرست كتاب را كه جلد هفتم چاپ دانشگاه با شرح مرحوم آقا جمال خوانسارى و كار مرحوم محدث ارموى و شاگردان ايشان بود، معيار كار و اصل قرار داديم، و البته همان گونه كه در آغاز پيش گفتار گفته شد، ما سعى كرديم نواقص كار را بر طرف كرده و آن را تكميل كنيم، و به همين منظور به وسيله برخى از فضلا مجددا تمامى احاديث كتاب را فيشبردارى كرده و هر چه از قلم افتاده بود كه بالغ بر پانصد حديث بود ضميمه كرده و هر چند حديثى را كه افتاده بود در باب خود اضافه كرديم، و آنها را كه اشتباها جا به جا شده بود، به بابهاى مربوطه بدان برديم، و همه را معرب كرديم، اميد است كه توانسته باشيم يك كار كاملى را از اين نظر انجام داده باشيم. 5- اين فهرست به ترتيب حروف عربى و موضوعات و واژههاى عربى تنظيم شده كه البته ترجمه هر واژه، به فارسى در زير آن ذكر شده و در فهرستى هم كه در آغاز كتاب آوردهايم، ترجمههاى فارسى در مقابل واژههاى عربى قرار داده شده كه براى فارسى زبانان قابل استفاده باشد. در پايان به اطلاع خوانندگان محترم مىرسانيم كه با تمام كارهايى كه ما انجام داديم ولى با اين حال مدّعى نيستيم كه كار ما نيز عيب و نقصى ندارد، و شايد ديگران نيز بيايند و نواقص كار ما را بر طرف كنند، و از خواننده محترم نيز درخواست مىكنيم اگر تذكرى داشتند به وسيله ناشر به ما اطلاع دهند. و الحمد للَّه اولا و آخرا 22 ربيع الثاني 1419 قمرى برابر با 24 مرداد ماه 1377 شمسى تهران- سيد هاشم رسولى محلّاتى |
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
| 14995 | |
| 14767 | |
| 14184 | |
| 14048 | |
| 14029 | |
| 13884 | |
| 13794 | |
| 13674 | |
| 13626 | |
| 13415 | |
| 9054 | |
| 8231 | |
| 7720 |
| 1. |
| 2. |
| 3. |
| 4. |
| 5. |
| 6. |
| 7. |
| موضوع : حيات پاكان |
||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | |
| موضوع : عبرت روزگار | ||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| موضوع : نيت | ||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| موضوع : باء بسم الله | ||||
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 |
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
| 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | ||||