| چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس مي ناميم؟+پرسش و پاسخ صوتی |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي | |||
| پنجشنبه, 31 شهریور 1390 ساعت 15:06 | |||
|
چرا آغاز جنگ را هفته دفاع مقدس مي ناميم؟
اساساً هر كشوري پايان جنگ و يا هر بحراني را گرامي مي دارد. مگر در پايان هشت سال دفاع مقدس ما پيروز مطلق ميدان نبرد نبوده ايم كه شروع جنگ كه از تلخ ترين روزهاي دفاع مقدس است را گرامي مي داريم؟ در اين بحث سعي مي كنيم كه به اين مسئله بپردازيم كه چرا هفته اول جنگ به نام هفته بزرگداشت دفاع مقدس نام گذاري شده است؟دفاع مقدس از شروع تهاجم دشمن تا مقاومت و تنبيه متجاوزان در طول هشت سال بيش از 90 عمليات كوچك و بزرگ را در خود جاي داده است، تلخي ها و شيريني هاي بسياري را در يادها زنده مي كند. هر چند شروع جنگ تلخ بود، اما اين تلخي شيريني را به اين مردم هديه داد كه در حالت عادي براي رسيدن به آن بايد قرن ها تلاش كرد.![]() برپايه فرمايش حضرت امام خميني(ره) كه فرمودند: «جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم» بنابراين ما نمي توانيم پاياني براي جنگ (دفاع مقدس) تصور كنيم. امام(ره) فرمودند: «جنگ نعمت است.» آثار اين بركت نعمت شيريني آن، يعني همان آغاز جنگ (دفاع مقدس) است، نه پذيرش قطعنامه. چرا كه علي رغم پيروزي قاطع رزمندگان اسلام اين پيروزي به ذائقه رزمندگان اسلام و ملت ايران خوش و شيرين نيامد. زيرا حضرت امام خميني(ره) پذيرش قطعنامه را به جام زهر و تلخ تر از آن تعبير كردند. در حالي كه امام(ره) شروع جنگ و ادامه آن را نعمت تلقي كردند، رزمندگاني كه در طول دفاع مقدس حضور داشتند، به غير از تكليف شرعي و احساس مسئوليتي كه نسبت به دفاع مقدس داشتند، بعد از رضاي خدا دوست داشتند رهبر و مولاي آنها پايان دفاع مقدس را شيرين تلقي كرده تا آنها به اين شيريني افتخار كنند. افتخاري كه نه در جنگ ضمن دفاع مقدس، بلكه در تمام عرصه هاي دوران انقلاب خود را نشان داد و حتي در عرصه هاي امروز كشور خودنمايي مي كند. حضرت امام(ره) هفت ماه بعد از پذيرش قطعنامه در جمع طلاب مي فرمايند: «جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدني نيست. جنگ ما جنگ فقر و غنا بود. جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگي وجود دارد.»آيا با بيان اين گفتار مي شود پاياني براي دفاع مقدس تصور كرد كه برآن اساس بزرگداشتي گرفت؟ ولي آغاز آن را چرا. مي شود به عنوان اولين گام براي دفاع از هرچه كه به دست آورده اي، جشن گرفت.نام گذاري هفته اول شروع رسمي جنگ تحميلي عراق عليه ايران يعني از 31 شهريور لغايت شش مهرماه، به نام هفته دفاع مقدس به دلايل ذيل بهترين زمان مي باشد و از چند منظر قابل توجه است: - اطاعت و فرمان پذيري از يك مجتهد ديني تحت عنوان ولايت مطلقه فقيه. - ايجاد فضاي امن بر اجرايي شدن شعارهاي انقلاب در عرصه هاي داخلي و خارجي كشور. - تثبيت انقلاب اسلامي و فراهم شدن زمينه هاي صدور آن. - پالايش عناصر ضدانقلاب از عناصر انقلابي. - ظهور و رشد روحيه استقامت، وحدت و پايداري در تمام سطوح جامعه ايراني. - اعتماد به جوانان و ظهور نخبگان جديد در اداره جنگ در تمامي سطوح. - رشد مهندسي دفاعي در قالب جهاد. حضرت امام(ره) مي فرمايند: «لازم است ملت شريف ايران عموماً و خصوصاً دولتمردان و گويندگان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان از اين قشرهاي فداكار هريك به سهم خود قدرداني كنند و مراحل مختلف پيروزي اين حماسه آفرينان را با گفتار و نوشتار و كردار خود در معرض نمايش گذارند و در محافل «هفته جنگ» فوايد و نتايج و پيامدهاي آن را برشمارند و روح شجاع اين رزمندگان بزرگ را هر چه بيشتر تقويت كنند.» اين نگاه حضرت امام(ره) به هفته دفاع مقدس است. بصیرت - ابراهيم رضاپور از نگاه دیگر
دفاع مقدس الگویی برای فرهنگ ایثار ومقاومتجنگ فینفسه امر زیبایی نیست، خرابی، کشتار، خسارت، جراحت، ویرانی، یتیمی، تجاوز و آوارگی از نتایج جنگ هستند و به همین دلیل، طبع انسان از جنگ تنفر دارد. اما در همیشۀ تاریخ دفاع امری ممدوح و پسندیده بوده است و تاریخ همواره ملتهایی را که دستبسته خود را تسلیم دشمن کردهاند، تقبیح کردهاست. با وجود این، ملتهایی که در برابر دشمنان، از کیان و کشور خود دفاع کردهاند و پشت دشمن را به خاک مالیدهاند و بر این دفاع نیز بالیدهاند، دفاع خود را مقدس ننامیدهاند. بنابراین جا دارد که این پرسش را از خود بپرسیم که چرا دفاع هشتسالۀ ما دفاع مقدس نام گرفت؟ یک: این دفاع، حفاظت از قطعهای سرزمین و خاک نبود. بلکه دفاع از اسلام بود. بسیاری از جنگها به دلیل منافع مادی و بهرهکشی و تمتع بیشتر مادی رخ دادهاند، متجاوزان به دنبال کشورگشایی بودهاند تا بر قدرت و ثروت خود بیفزایند و مدافعان نیز در برابر ستمی که به سرزمین و مردمشان شده بود، خود را موظف به دفاع میدانستند. بنابراین دفاع از نظر آنها وظیفهای ملی – میهنی بود. اما جنگ بر ملت ما تحمیل نشد تا سرزمین ما را از چنگمان در بیاورند و به منافع مادی ما دست پیدا کنند؛ بلکه جنگ را همۀ استکبار بر ما تحمیل کرد تا اسلام و انقلاب اسلامی را سرکوب و نابود کند و مدافعان این سرزمین خود را موظف به دفاع از اسلام دیدند. در حقیقت، این جنگ، جنگ کفر و ایمان بود نه دفاع از سرزمین. به تعبیر دیگر دفاع هشتسالۀ ما، صرفاًً وظیفهای ملی تلقی نمیشد، بلکه دفاع از کیان اسلام بود، و اسلام امری قدسی است و هر واقعهای که با آن گره بخورد مقدس میشود. چنین شد که دفاع ما دفاع مقدس نام گرفت. دو: جوانانی که در جبهه حضور داشتند، جوانانی پرصلابت و در عین حال نورانی بودند که حضور در جبهه را عشقبازی با معشوق حقیقی میدانستند. آنها خود را در محضر محبوب عالم حس میکردند که گروهی بیادب و هتاک بنا دارند در وادی او وارد شوند و بر چهرۀ دلآرای او چنگ بیندازند. آنها نیز از خان و مان و خانوادۀ خود گذشتند و جانشان را به دست گرفتند و عاشقانه به دفاع از محبوب پرداختند. آنها نه به پا بلکه به سر رفتند و سر دادند و چه زیبا عشق را تفسیر کردند. جنگ برای آنها کلاس عرفان بود که معلم آن حضرت سیدالشهدا «علیهالسلام» بود، و در خون غلتیدن به معنای تفسیر «ما رأیتُ الّا جمیلاً»؛ و چنین جوانانی که هالهای از نور و قدس بر چهرهشان تابیده است، دفاع را مقدس میکنند. آری چنین رزمندگانی مطهر بودند و هر چیزی که با آنها باشد، متبرک میشود. سرزمین ایران به آنها متبرک و زنده شد و ایرانی که تا پیش از انقلاب اسلامی، همچون مردهای متحرک بازیچه قدرتها و قلدرهای جهانی بود، با خون این جوانان پاک چنان تطهیر شد، که نه تنها قدمگاه آنها مقدس گردید، بلکه قطعۀ هشتسالۀ تاریخ ما نیز مقدس شد.
|
|